ترجمه تفسیر المیزان جلد 18

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

ترجمه تفسیر المیزان - جلد 18

سید محمدحسین طباطبایی؛ ترجمه: سید محمدباقر موسوی همدانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

بدنبال اين نفرين ديگر زمين گياه نرويانيد، و قريش به قحطى شديدى دچار شدند، به طورى كه افراد از شدت گرسنگى گويى دودى جلو چشمشان را گرفته و آسمان را پر از دود مى‏ديدند. و براى سد جوع مردار و استخوان مى‏خوردند، تا آنكه نزد رسول خدا (ص) رفته، عرضه داشتند: اى محمد! تو آمده‏اى تا بشر را به صله رحم دعوت كنى، اينك قوم تو و ارحامت دارند مى‏ميرند، و آن گاه وعده دادند كه اگر اين گرانى و قحطى برطرف شود به وى ايمان خواهند آورد. پس رسول خدا (ص) دعا كرد و از خدا خواست تا نعمت را بر آنان فراخ و فراوان كند، و خدا هم دعايش را مستجاب نمود. اما مردم دوباره به كفر قبليشان برگشته، عهد خود بشكستند.

بعضى «1» ديگر گفته‏اند:

دخان مذكور در اين آيه از علامتهاى قيامت است كه هنوز محقق نشده، و قبل از قيام قيامت محقق مى‏شود. و دود در گوشهاى مردم داخل مى‏شود، به طورى كه سرهايشان مانند سر گوسفند بريان مى‏گردد، اما مؤمنين تنها دچار زكام مى‏شوند، و زمين تماميش مانند خانه‏اى بدون روزنه مى‏شود كه در آن آتش افروخته و دود به راه انداخته باشند. زمين چهل روز چنين حالتى به خود مى‏گيرد.

بعضى «2» هم چه بسا گفته باشند كه:

مراد از روزى كه دود بياورد، روز فتح مكه است، كه لشكر اسلام وارد آن شد، و دود اجاقهايشان فضاى مكه را پر كرد، و تاريك ساخت.

و چه بسا بعضى «3» ديگر گفته باشند:

مراد از آن، روز قيامت است، و اين دو قول يعنى قول سوم و چهارم به طورى كه ملاحظه مى‏فرماييد چندان قابل قبول نيست «4».

" يَغْشَى النَّاسَ"- يعنى دودى است كه از هر طرف بر مردم احاطه مى‏يابد. و مراد از" ناس" بنا بر قول اول، اهل مكه، و بنا بر قول دوم عموم مردم است.

(1 و 2 و 3) روح المعانى، ج 25، ص 118.

(4) چون آيه شريفه مى‏فرمايد آسمان دودى آشكارا مى‏آورد، نه اينكه زمين دود به آسمان مى‏فرستد، اين اشكال قول سوم. و اما اشكال قول چهارم اين است كه دنبال آيه از ايشان حكايت مى‏كند كه گفتند: پروردگارا اگر اين عذاب را از ما بردارى ايمان مى‏آوريم، و قيامت جاى ايمان آوردن نيست، پس معلوم مى‏شود منظور نوعى از عذابهاى دنيوى است، كه يا اتفاق افتاده- آن طور كه در وجه اول آمده- و يا هنوز اتفاق نيفتاده كه قول دوم آن را مى‏گويد. مترجم.

/ 590