ترجمه تفسیر المیزان جلد 18

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

ترجمه تفسیر المیزان - جلد 18

سید محمدحسین طباطبایی؛ ترجمه: سید محمدباقر موسوی همدانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

مفسرين «1» كلمه" نعمة" را در اين آيه تفسير كرده‏اند به آنچه كه وسيله تنعم است و اين تفسير با كلمه" ترك" مناسب‏تر است. و كلمه" فاكهين" از ماده" فكاهة" به معناى حديث نفس گرفته شده، و شايد مراد از آن در اينجا تمتع باشد، همانطور كه مردم از فاكهه (انواع ميوه‏ها) تمتع مى‏برند.
و كلمه" كذلك" به قول بعضى از مفسرين «2» به معناى" الامر كذلك- مطلب از اين قرار است" مى‏باشد. بعضى «3»- ديگر گفته‏اند: معنايش اين است كه ما در باره هر كه بخواهيم هلاكش كنيم اين چنين عمل مى‏كنيم. و بعضى «4» ديگر گفته‏اند: كلمه مذكور اشاره است به بيرون راندنى كه از كلام سابق استفاده مى‏شد، و معنايش اين است كه ما اين طور ايشان را از مصر بيرون رانديم.

ممكن هم هست كلمه" كذلك" حال باشد از مفعول كلمه" تركوا" كه حذف شده و معنايش اين است كه: بسيارى از چيزها را به حال خود ترك كردند و رفتند- و خدا داناتر است.
" وَ أَوْرَثْناها قَوْماً آخَرِينَ" ضمير" ها" به مفعول" تركوا" كه گفتيم حذف شده و با جمله" من جنات" بيان شده برمى‏گردد، و معناى جمله روشن است.

" فَما بَكَتْ عَلَيْهِمُ السَّماءُ وَ الْأَرْضُ وَ ما كانُوا مُنْظَرِينَ"

نه آسمان به حال آنان گريه كرد و نه زمين و نه خدا مهلتشان داد. منظور از گريه كردن آسمان و زمين بر چيزى كه فوت شده كنايه از اين است كه آسمان و زمين از فوت و نابودى آن تغيير حالت نمى‏دهند و متاثر نمى‏شوند. و در آيه مورد بحث هم كنايه است از اينكه هلاكت قوم فرعون هيچ اهميتى براى خدا نداشت، چون در درگاه خدا خوار و بى مقدار بودند.
و به همين جهت هلاكتشان هيچ اثرى در عالم نداشت.

و جمله" وَ ما كانُوا مُنْظَرِينَ" كنايه است از سرعت جريان قضاى الهى و قهر ربوبى در باره آنان، و اينكه هيچ مانعى جلو اين جريان را نگرفت، و هيچ چيزى چاره آن را نكرد و آن را بر طرف نساخت تا به وسيله يكى از اين امور تاخيرى در قضاى الهى رخ دهد.

(1 و 2 و 3) روح المعانى، ج 25، ص 123.

(4) تفسير كشاف، ج 4، ص 276.

/ 590