اثبات معاد با بيان اينكه خلقت آسمان‏ها و زمين به حق بوده‏ - ترجمه تفسیر المیزان جلد 18

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

ترجمه تفسیر المیزان - جلد 18

سید محمدحسین طباطبایی؛ ترجمه: سید محمدباقر موسوی همدانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

اثبات معاد با بيان اينكه خلقت آسمان‏ها و زمين به حق بوده‏

و حرف" باء" در كلمه" بالحق" باء ملابست است، و جمله را چنين معنا مى‏دهد:

ما آسمانها و زمين و بين آن دو را نيافريديم، مگر در حالى كه متلبس به حق بودند. بعضى از مفسرين «1» احتمال داده‏اند كه باء براى سببيت باشد، و معنا چنين باشد: ما آنها را به هيچ وسيله و سببى از اسباب نيافريديم، مگر به سبب حق كه همان ايمان و اطاعت و بعث و جزاء است.

ولى دورى اين احتمال از ذهن براى خواننده عزيز پوشيده نيست.

و مضمون اين دو آيه شريفه يك حجت برهانى است بر ثبوت معاد، به اين بيان كه اگر فرض كنيم ما وراى اين عالم عالم ديگرى ثابت و دائم نباشد، بلكه خداى تعالى لا يزال موجوداتى خلق كند، و در آخر معدوم نموده، باز دست به خلقت موجوداتى ديگر بزند، باز همانها را معدوم كند اين را زنده كند، و سپس بميراند، و يكى ديگر را زنده كند، و همين طور الى الأبد اين عمل را تكرار نمايد، در كارش بازى‏گر و كارش عبث و بيهوده خواهد بود، و بازى عبث بر خدا محال است، پس عمل او هر چه باشد حق است، و غرض صحيحى به دنبال دارد. در مورد بحث هم ناگزيريم قبول كنيم كه در ما وراى اين عالم عالم ديگرى هست، عالمى باقى و دائمى كه تمامى موجودات بدانجا منتقل مى‏شوند، و آنچه كه در اين دنياى فانى و ناپايدار هست مقدمه است براى انتقال به آن عالم و آن عالم عبارت است از همان زندگى آخرت.

و ما در باره اين برهان در تفسير آيه 16 از سوره انبياء و آيه 27 از سوره" ص" بحث مفصل كرده‏ايم، بدانجا مراجعه شود.

و جمله" وَ لكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لا يَعْلَمُونَ" توبيخ كفار است به نادانى.

" إِنَّ يَوْمَ الْفَصْلِ مِيقاتُهُمْ أَجْمَعِينَ"

اين آيه شريفه خصوصيات و صفات آن روز را كه برهان قبلى اثباتش مى‏كرد بيان مى‏كند، و مى‏فرمايد در روز قيامت تمامى مردم از اولين و آخرين براى رب العالمين بپا مى‏خيزند.
و اگر آن را" يَوْمَ الْفَصْلِ" خوانده، بدين جهت است كه خداى تعالى در آن روز بين‏
حق و باطل جدايى مى‏افكند، و محق را از مبطل، و متقى را از مجرم جدا مى‏كند. ممكن هم هست از اين جهت باشد كه آن روز روز قضاء فصل الهى است.

" مِيقاتُهُمْ أَجْمَعِينَ"- يعنى روز فصل روز ميقات همه آنان است. ممكن هم هست منظور از همه، تمامى مردم نباشد، بلكه تمامى نامبردگان در سابق، يعنى قوم تبع و قوم فرعون و قريش و ديگران باشد.

(1) روح المعانى، ج 25، ص 131.

/ 590