ترجمه تفسیر المیزان جلد 18

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

ترجمه تفسیر المیزان - جلد 18

سید محمدحسین طباطبایی؛ ترجمه: سید محمدباقر موسوی همدانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

معنا و وجه اينكه در قيامت إغناء و
...

معنا و وجه اينكه در قيامت إغناء و نصرت نخواهد بود و مقصود از استثناء" إِلَّا مَنْ رَحِمَ اللَّهُ ..."

" يَوْمَ لا يُغْنِي مَوْلًى عَنْ مَوْلًى شَيْئاً وَ لا هُمْ يُنْصَرُونَ" اين آيه شريفه"

يَوْمَ الْفَصْلِ" را بيان مى‏كند. و كلمه" مولى" به معناى كسى است كه حق دارد در امور ديگرى تصرف كند، و هم به آن كسى كه وى نسبت به او ولايت دارد اطلاق مى‏شود، و كلمه" مولى" ى اولى در آيه شريفه به معناى اول و دومى به معناى دوم است.

و آيه شريفه نخست اين معنا را نفى مى‏كند كه در آن روز كسى به درد كس ديگر بخورد. و در ثانى خبر مى‏دهد از اينكه در آن روز كفار يارى نخواهند شد. و فرق بين اين دو معنا اين است كه به درد خوردن و اغناء (بى نياز كردن) در امورى است كه بى‏نياز كننده خودش به تنهايى و مستقلا آن امر را عهده‏دار شود، و براى ديگرى و عوض او انجامش دهد، و ديگرى هيچ دخالتى در آن كار نداشته باشد، ولى نصرت در جايى استعمال مى‏شود كه هم ناصر دخالت داشته باشد و هم منصور، چيزى كه هست دخالت منصور به تنهايى براى انجام آن كار كافى نباشد، و با نصرت ناصر تكميل گردد.

وجه اينكه هم اغناء را نفى مى‏كند و هم نصرت را، اين است كه اينگونه كمك‏ها همه در دنيا مؤثر واقع مى‏شوند، و اسباب پيشرفت كار به شمار مى‏آيد، و روز قيامت روزى است كه تمامى سبب‏هاى دنيوى از كار مى‏افتد، هم چنان كه قرآن كريم در جاى ديگر فرموده:" وَ تَقَطَّعَتْ بِهِمُ الْأَسْبابُ" «1»

و نيز فرموده:" فَزَيَّلْنا بَيْنَهُمْ" «2».

" إِلَّا مَنْ رَحِمَ اللَّهُ إِنَّهُ هُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ"

اين استثناء از ضمير جمع در" لا ينصرون" است، يعنى از بين همه مردم كه گفتيم يارى نمى‏شوند، تنها كسانى استثناء شده‏اند كه مورد ترحم خدا واقع شده باشند. پس مى‏توان گفت: اين آيه شريفه يكى از ادله شفاعت در قيامت است كه تفصيل كيفيت دلالتش در
بحث شفاعت در جلد اول اين كتاب گذشت.

(1) دستشان از تمامى اسباب بريده شود. سوره بقره، آيه 166.

(2) رابطه را بين آنان قطع كرديم. سوره يونس، آيه 28.

/ 590