ترجمه تفسیر المیزان جلد 18

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

ترجمه تفسیر المیزان - جلد 18

سید محمدحسین طباطبایی؛ ترجمه: سید محمدباقر موسوی همدانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

" يَلْبَسُونَ مِنْ سُندُسٍ وَ إِسْتَبْرَقٍ مُتَقابِلِينَ"

كلمه" سندس" به معناى پارچه نازكى است كه از ابريشم بافته شده باشد، و كلمه" استبرق" پارچه ضخيم ابريشمى است، و هر دو كلمه در اصل فارسى بوده، و به زبان عرب داخل شده است.

" متقابلين"- يعنى روبروى همند تا با هم انس داشته باشند، چون نزد اهل بهشت هيچ ناملايمى نيست، زيرا فرمود: در مقامى امين قرار دارند.

" كَذلِكَ وَ زَوَّجْناهُمْ بِحُورٍ عِينٍ"

يعنى به همين منوال است كه وصف كرديم، و مراد از تزويج اهل بهشت با حوريان اين است كه قرين حوريان هستند، چون اين تزويج به معناى ازدواج اصطلاحى نيست، بلكه از زوج به معناى قرين است، كه معناى اصلى لغوى آن است.

و كلمه" حور" جمع حوراء است، كه به معناى زنى است كه سفيدى چشمش بسيار سفيد، و سياهى آن نيز بسيار سياه باشد، و يا به معناى زنى است كه داراى چشمانى سياه چون چشم آهو باشد. و كلمه" عين" جمع كلمه" عيناء" يعنى درشت چشم است و از ظاهر كلام خداى تعالى برمى‏آيد، كه حور العين غير زنان دنيايند، كه آنان نيز داخل بهشت مى‏شوند.

" يَدْعُونَ فِيها بِكُلِّ فاكِهَةٍ آمِنِينَ"

يعنى تمام اقسام ميوه‏ها را مى‏طلبند، و مى‏خورند، در حالى كه از ضرر آنها ايمنند.

توضيح مراد از اينكه فرمود اهل بهشت
...

توضيح مراد از اينكه فرمود اهل بهشت جز مرگ نخستين مرگى نمى‏چشند و جواب از اشكالى در باره استثناء" إِلَّا الْمَوْتَةَ الْأُولى‏"

" لا يَذُوقُونَ فِيهَا الْمَوْتَ إِلَّا الْمَوْتَةَ الْأُولى‏ وَ وَقاهُمْ عَذابَ الْجَحِيمِ"

يعنى غير از مرگ اول ديگر مرگى نمى‏چشند، و در بهشت خلد به حياتى ابدى كه ديگر دستخوش مرگ نمى‏شود زنده‏اند.

بعضى از مفسرين در اين آيه اشكال كرده‏اند، به اينكه استثناء مرگ اول از جمله" در بهشت مرگى نمى‏چشند مگر مرگ اول را"، چنين مى‏رساند كه در بهشت يك مرگ مى‏چشند، در حالى كه قطعا خلاف اين معنا منظور است.
و به بيانى روشن‏تر اينكه: منظور از مرگ اول مسلما مرگ در دنيا است كه نسبت به اهل بهشت پيشامد گذشته‏اى است، و محال است كه انسان در آينده‏اش يعنى در بهشت متصف و متلبس به چيزى باشد كه در گذشته واقع شده، و گذشته است، و با اين حال چه معنا دارد كه در آيه بفرمايد:" در آينده يعنى در بهشت نمى‏چشند مگر مرگ در گذشته را"؟.

/ 590