ترجمه تفسیر المیزان جلد 18

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

ترجمه تفسیر المیزان - جلد 18

سید محمدحسین طباطبایی؛ ترجمه: سید محمدباقر موسوی همدانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

البته در اينجا اشكال ديگرى نيز هست كه مفسرين متعرض آن نشده‏اند، و آن اين‏
است كه در سابق در تفسير آيه:" رَبَّنا أَمَتَّنَا اثْنَتَيْنِ وَ أَحْيَيْتَنَا اثْنَتَيْنِ" «1» گفتيم كه بين زندگى دنيا و قيامت، دو بار مرگ اتفاق مى‏افتد، يكى مرگ در دنيا براى انتقال از دنيا به برزخ و يكى هم مرگ در برزخ براى انتقال از آن به زندگى آخرت. و ظاهرا مراد از مرگ اول در آيه مورد بحث، مرگ دنيا است كه آدمى را به برزخ منتقل مى‏كند، حال اشكال اين است كه بر فرض كه استثناء" موتة الاولى" را به وجهى اصلاح كرديم، مرگ دومى چرا استثناء نشده؟

و چه فرقى است بين آن دو كه بفرمايد داخل بهشت نمى‏شوند، مگر بعد از چشيدن مرگ اول، و حال آنكه بايد بفرمايد" مگر بعد از چشيدن دو مرگ".

بعضى از مفسرين «2» از اشكال اول پاسخ داده‏اند به اينكه استثناء" إِلَّا الْمَوْتَةَ الْأُولى‏" استثناء منقطع، و بى ربط به ما قبل است، و معناى" لكن" را مى‏دهد، و معناى آيه چنين است كه:" در بهشت مرگى نمى‏چشند، ليكن مرگ همان بود كه در دنيا چشيدند و از دنيا به عالم برزخ منتقل شدند" پس عموم جمله" در بهشت مرگى نمى‏چشند" به حال خود باقى است.

و به فرضى هم كه استثناء منقطع نباشد مى‏توان كلمه" الا" را به معناى" سواى" و جمله:" إِلَّا الْمَوْتَةَ الْأُولى‏" را بدل از كلمه" الموت" دانست، آن وقت اصلا استثنايى در بين نمى‏آيد، و معناى آيه اين مى‏شود:" در بهشت سواى مرگ اول چيزى از مرگ نمى‏چشند، و اما مرگ اول را چشيدند، و ديگر محال است همان را بچشند".

بعضى ديگر جوابهاى ديگرى داده‏اند كه قابل اعتناء نيست. و خواننده گرامى خود توجه دارد كه اين دو پاسخى هم كه نقل كرديم اين اشكال را كه چرا كلمه" اولى" را به ميان آورد جواب نمى‏دهد، و ما در تفسير آيه شريفه" إِنْ هِيَ إِلَّا مَوْتَتُنَا الْأُولى‏" وجوهى در پاسخ اين سؤال آورديم.

و اما از اشكال دوم ممكن است همان جواب دوم از اشكال قبلى را داد، و گفت كه كلمه" الا" به معناى" سواى" است، چون گفتيم آدمى داراى دو مرگ است، يكى مرگ اول كه آدمى را از دنيا به برزخ نقل مى‏دهد، و دوم مرگى كه آدمى را از برزخ به آخرت مى‏برد. و وقتى كلمه" الا" به معناى" سواى" باشد، و مجموعا جمله" إِلَّا الْمَوْتَةَ الْأُولى‏" بدل از كلمه" الموت" باشد، آيه شريفه در اين سياق و اين مقام خواهد بود كه غير از مرگ اول را- يعنى مرگ دوم را كه همان مرگ برزخى است- نفى كند، و بفرمايد در بهشت آخرت اصلا
مرگى نيست، نه مرگ اول و دنياى، براى اينكه آن را چشيدند، و نه غير آن كه مرگ برزخ باشد. با اين بيان علت تقييد موت به" اولى" روشن مى‏شود.

(1) سوره مؤمن، آيه 11.

(2) تفسير فخر رازى، ج 27، ص 254.

/ 590