ترجمه تفسیر المیزان جلد 18

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

ترجمه تفسیر المیزان - جلد 18

سید محمدحسین طباطبایی؛ ترجمه: سید محمدباقر موسوی همدانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

و نيز در همان كتاب آمده كه:

وليد بن صبيح از امام صادق (ع) روايت كرده كه فرمود: تبع به اوس و خزرج گفت شما در اين سرزمين منزل كنيد تا شايد ظهور اين پيامبر را درك كنيد، من نيز اگر درك كنم به خدمتش درمى‏آيم و با او خروج مى‏كنم «1».

و در الدر المنثور است كه ابو نعيم- در كتاب دلائل- از عبد اللَّه بن سلام روايت كرده كه گفت:

تبع از دنيا نرفت تا آنكه نبوت رسول خدا (ص) را تصديق كرد، چون يهوديان (كه از شام به مدينه آمده بودند، و بدانجا مهاجرت كرده بودند، تا ظهور آن جناب را درك كنند) جريان نبوت آن جناب را به وى گفته بودند «2».

مؤلف: اخبار در داستان تبع بسيار زياد است، و در بعضى از آنها آمده: او اولين كسى بود كه براى كعبه پوششى درست كرد.

و در كافى به سند خود از زيد شحام روايت كرده كه گفت: امام صادق (ع) در شب جمعه‏اى كه در خدمتش به راهى مى‏رفتيم به من فرمود: امشب شب جمعه است، قرآنى بخوان. من اين آيه را خواندم:

" إِنَّ يَوْمَ الْفَصْلِ مِيقاتُهُمْ أَجْمَعِينَ يَوْمَ لا يُغْنِي مَوْلًى عَنْ مَوْلًى شَيْئاً وَ لا هُمْ يُنْصَرُونَ إِلَّا مَنْ رَحِمَ اللَّهُ".

حضرت صادق (ع) فرمود:

به خدا سوگند استثناء شدگان ماييم كه به درد مردم مى‏خوريم «3».

مؤلف: اين روايت به مساله شفاعت اشاره مى‏كند و معلوم است كه مستثنا منه را مولاى اولى گرفته است.

و در تفسير قمى آمده كه: قرآن سپس فرموده" إِنَّ شَجَرَةَ الزَّقُّومِ طَعامُ الْأَثِيمِ" و اين آيه در باره ابو جهل بن هشام نازل شده. و امام در باره جمله" كالمهل" فرموده: يعنى مس ذوب شده." يَغْلِي فِي الْبُطُونِ كَغَلْيِ الْحَمِيمِ" يعنى مانند آبى كه در نهايت درجه جوشش و غليان است «4».

مؤلف: از طرق اهل سنت نيز رواياتى رسيده كه مؤيد اين معنا است كه آيه شريفه در باره ابو جهل نازل شده است «5».

(1) مجمع البيان، ج 9، ص 96.

(2) الدر المنثور، ج 6، ص 302.

(3) اصول كافى، ج 1، ص 423.

(4) تفسير قمى، ج 2، ص 292.

(5) الدر المنثور، ج 6، ص 32.

/ 590