ترجمه تفسیر المیزان جلد 18

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

ترجمه تفسیر المیزان - جلد 18

سید محمدحسین طباطبایی؛ ترجمه: سید محمدباقر موسوی همدانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

" فَمَنْ يَهْدِيهِ مِنْ بَعْدِ اللَّهِ"

- ضمير در" يهديه" به همان كسى برمى‏گردد كه هواى نفس خود را معبود خود گرفته. و حرف" فاء" كه بر سر جمله است، جمله را نتيجه حال و وضع او مى‏كند، و چنين معنا مى‏دهد: وقتى حال او چنين حالى بود كه خدا او را با اينكه دانا است گمراه كرده، ديگر بعد از خدا چه كسى مى‏تواند او را هدايت كند، مسلما هيچ كس، براى اينكه خداى تعالى خودش فرموده:" قُلْ إِنَّ هُدَى اللَّهِ هُوَ الْهُدى‏" «1»

و نيز فرموده:" وَ مَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَما لَهُ مِنْ هادٍ" «2».

" أَ فَلا تَذَكَّرُونَ"- يعنى آيا باز هم در حال و وضع چنين كسى تفكر نمى‏كنيد، تا متذكر شويد كه او و هر كه مثل او است ما دام كه پيرو هواى نفسند راهى به سوى هدايت ندارند، و در نتيجه شما از حال آنان عبرت و پند بگيريد؟

معناى سخن منكران معاد:" ما هِيَ إِلَّا حَياتُنَا الدُّنْيا
...

معناى سخن منكران معاد:" ما هِيَ إِلَّا حَياتُنَا الدُّنْيا نَمُوتُ وَ نَحْيا وَ ما يُهْلِكُنا إِلَّا الدَّهْرُ" و اشاره به چند قول در معناى اين آيه‏

" وَ قالُوا ما هِيَ إِلَّا حَياتُنَا الدُّنْيا نَمُوتُ وَ نَحْيا وَ ما يُهْلِكُنا إِلَّا الدَّهْرُ ..."

راغب گفته: كلمه" دهر" در اصل به معناى طول مدت عالم از اول پيدايش تا آخر انقراض آن بوده، و در آيه شريفه" هَلْ أَتى‏ عَلَى الْإِنْسانِ حِينٌ مِنَ الدَّهْرِ" «3» به همين معنا است، ولى بعد از آن هر مدت طولانى را هم دهر گفته‏اند. و معناى اين كلمه با معناى كلمه" زمان" فرق دارد، براى اينكه كلمه زمان هم به مدت بسيار اطلاق مى‏شود و هم به مدت اندك «4».

و آيه شريفه به طورى كه از سياقش استفاده مى‏شود- چون سياقش سياق احتجاج عليه وثنى مذهبان است كه صانع را قبول دارند ولى منكر معادند- بايد حكايت كلام مشركين باشد كه گفتيم منكر معادند، نه كلام دهرى مذهبان كه هم مبدأ را منكرند و هم معاد را و تمامى بود و نبود حوادث را كار دهر مى‏دانند، بخاطر اينكه در آيات قبل هيچ سخنى از دهريها به ميان نيامده بود تا بگوييم اين آيه هم مربوط به ايشان است.

پس ضمير" هى" در جمله" ما هِيَ إِلَّا حَياتُنَا الدُّنْيا" به" حيات" برمى‏گردد، و معنايش اين است كه: ما هيچ حياتى نداريم، مگر همين حيات دنيا، و ديگر ما وراى آن، حياتى نيست، پس آن حياتى كه دين الهى ادعا دارد كه بعد از مردن روزى زنده- مى‏شويم و حيات ديگرى را از سر مى‏گيريم به نام حيات آخرت، وجود ندارد. و اين خود قرينه‏اى است‏
كه اين احتمال را تاييد مى‏كند كه مراد از جمله" نَمُوتُ وَ نَحْيا" جمله" يموت بعضنا و يحيا بعضنا الآخر" باشد، يعنى همواره بعضى مى‏ميريم و بعض ديگر زنده مى‏مانيم، بزرگسالان مى‏ميرند و نوباوگان جاى آنها را مى‏گيرند و به اين وسيله بقاء نسل انسانى استمرار مى‏يابد.

(1) بگو هدايت تنها و تنها هدايت خداست. سوره بقره، آيه 120.

(2) كسى كه خدا گمراهش كند، ديگر راهنمايى برايش نيست. سوره مؤمن، آيه 33.

(3) سوره دهر، آيه 1.

(4) مفردات راغب، ماده" دهر".

/ 590