ترجمه تفسیر المیزان جلد 18

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

ترجمه تفسیر المیزان - جلد 18

سید محمدحسین طباطبایی؛ ترجمه: سید محمدباقر موسوی همدانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

اين احتمال را جمله" وَ ما يُهْلِكُنا إِلَّا الدَّهْرُ" نيز تا اندازه‏اى تاييد مى‏كند، براى اينكه اشعار به استمرار دارد.

بنا بر اين، معناى آيه چنين مى‏شود: مشركين گفتند حياتى نيست مگر همين حيات دنيايى ما كه با آن در دنيا زندگى مى‏كنيم، پس لا يزال بعضى از ما يعنى سالخوردگان مى‏ميرند، و بعضى ديگر يعنى اخلاف و نسلهاى جديد زنده مى‏مانند، و ما را جز دهر و روزگار كسى هلاك نمى‏كند، اين گذشت زمان است كه هر نوى را كهنه، و هر سالمى را فاسد، و هر زنده‏اى را آماده مرگ مى‏سازد، پس مساله مرگ عبارت از انتقال از خانه‏اى به خانه ديگر كه منتهى به بعث و بازگشت به سوى خدا باشد نيست.

و چه بسا كه اين كلام، گفتار بعضى از جاهلان و عوام از وثنيت عرب باشد، و گر نه- با عقيده وثنيت سازگار نيست، چون عقيده‏اى كه در بين وثنى‏ها دائر است عقيده تناسخ است، و آن اين است كه وقتى انسان (البته انسان تكامل نيافته) مى‏ميرد، جانش به كالبدى منتقل مى‏شود كه در حال خلقت است، حال اگر جانى كه از بدن قبلى جدا شده در آن بدن سعادتى كسب كرده بوده، منتقل به بدنى جديد مى‏شود، و در آن بدن متنعم و سعادتمند مى‏گردد، و اگر در بدن اول شقاوت كسب كرده باشد، به بدنى متعلق مى‏شود كه در آن معذب باشد، تا كيفر عمل خود را ببيند، و همچنين از اين بدن به بدنى ديگر. و اين وثنى‏ها منكر استناد مرگ به وساطت ملائكه نيستند، آنها نيز قائلند كه مرگ هم مانند زندگى به وساطت ملائكه انجام مى‏شود.

و به همين جهت كه گفتيم اعتقاد به تناسخ در بين وثنى‏ها دائر بوده است. بعضى از مفسرين «1» گفته‏اند:

مراد آيه، همان تناسخ وثنى‏ها است، و معنايش اين است كه: وثنى‏ها مى‏گويند زندگى همين زندگى دنيايى ما است، و ما تا ابد از دنيا بيرون نمى‏شويم، و اگر در دنيا مى‏ميريم بعد از مردن به بدنى ديگر متعلق مى‏شويم، و همچنين بعد از مردن آن بدن باز به بدنى ديگر مى‏رويم، و ما را نابود نمى‏كند مگر دهر.

(1) روح المعانى، ج 25، ص 153.

/ 590