ترجمه تفسیر المیزان جلد 18

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

ترجمه تفسیر المیزان - جلد 18

سید محمدحسین طباطبایی؛ ترجمه: سید محمدباقر موسوی همدانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

و معناى جمله" وَ حاقَ بِهِمْ ما كانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُنَ" چنين است: عذابى كه آن را در
دنيا وقتى به زبان انبياء و رسل از آن زنهار داده مى‏شدند مسخره مى‏كردند، بر سرشان بيامد.

" وَ قِيلَ الْيَوْمَ نَنْساكُمْ كَما نَسِيتُمْ لِقاءَ يَوْمِكُمْ هذا وَ مَأْواكُمُ النَّارُ وَ ما لَكُمْ مِنْ ناصِرِينَ"

" نسيان" در اين آيه كنايه است از اعراض و بى‏توجهى. و نسيان خدا در قيامت از كفار به اين است كه خدا از ايشان اعراض مى‏كند، و آنان را در شدائد و اهوال قيامت وا مى‏گذارد. و نسيان كفار نسبت به روز قيامت به اين است كه در دنيا از ياد قيامت و آماده شدن براى آن روز اعراض مى‏كردند. بقيه الفاظ آيه روشن است.

" ذلِكُمْ بِأَنَّكُمُ اتَّخَذْتُمْ آياتِ اللَّهِ هُزُواً وَ غَرَّتْكُمُ الْحَياةُ الدُّنْيا ..."

كلمه" ذلكم" اشاره است به آنچه قبلا در باره عقاب كفار به ظهور گناهانشان، و حلول عذاب ذكر فرموده بود. و كلمه" هزء" به معناى سخريه است كه به وسيله آن، كسى را استهزاء كنند. و حرف" باء" سببيت را مى‏رساند.

و معناى آيه اين است كه: اين عذابى كه بر سرتان آمد به سبب اين بود كه شما آيات خدا را سخريه مى‏دانستيد، و به استهزاى آن مى‏پرداختيد، و نيز بدين سبب بود كه زندگى دنيا شما را مغرور كرد و به آن دل بستيد.

" فَالْيَوْمَ لا يُخْرَجُونَ مِنْها وَ لا هُمْ يُسْتَعْتَبُونَ"

- در اين آيه روى سخن را از كفار كه تا اينجا مورد خطاب بودند برگردانيد، و خطاب را متوجه رسول گرامى خود نمود. در اين جمله خلاصه‏اى از عذاب در آن روز را بيان مى‏كند، و آن عبارت است از خلود در آتش، و پذيرفته نشدن عذرشان.

كلمه" يستعتبون" مضارع مجهول از مصدر" استعتاب" است كه معناى قبول اعتذار را مى‏دهد. و عبارت" استعتاب نمى‏شوند" كنايه است از اينكه عذرشان پذيرفته نمى‏شود، (چون معناى لغوى آن اين است كه اعتذار نمى‏شوند و اين معنا منظور نيست).

" فَلِلَّهِ الْحَمْدُ رَبِّ السَّماواتِ وَ رَبِّ الْأَرْضِ رَبِّ الْعالَمِينَ"

در اين جمله حمد خداى تعالى را متفرع بر بيانات قبلى اين سوره كرده مى‏فرمايد حال كه معلوم شد خدا آفريدگار آسمانها و زمين و ما بين آن دو است، و نيز او مدبر امر تمامى عالم است، و يكى از تدابير بديع او اين است كه همه را بر اساس حق خلق كرده، و نتيجه بر حق بودن خلقت همه عالم، اين است كه روز جزائى قرار دهد، روزى كه همه به سوى او برگردند، و پاداش و كيفر اعمال خود را ببينند، و اين نيز مستلزم آن است كه دين و شرايعى تشريع كند كه بشر را به سوى سعادتش و ثوابش رهنمون شود، و اين نيز مستلزم آن است كه همه را در روز
جزا يك جا جمع كند و پاداش دهد، و همه را از خوان رحمت خود برخوردار نموده، عدالت را بر قرار سازد، يعنى به هر كس آنچه را مستحق است بدهد، پس او تدبير نمى‏كند مگر بهترين تدبير را، و انجام نمى‏دهد مگر بهترين عمل را، و چون چنين است پس تمامى حمدها مخصوص او است.

/ 590