ترجمه تفسیر المیزان جلد 18

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

ترجمه تفسیر المیزان - جلد 18

سید محمدحسین طباطبایی؛ ترجمه: سید محمدباقر موسوی همدانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

و در الدر المنثور است كه ابن جرير و بيهقى در- كتاب اسماء و صفات- از ابى هريره روايت كرده‏اند كه گفت: رسول خدا (ص) فرمود خداى تعالى مى‏فرمايد:
اين بنى آدم نبايد به عنوان بدگويى به دهر بگويد" يا خيبة الدهر- اف بر تو اى روزگار"
براى اينكه دهر منم. اين منم كه شب و روز را درست مى‏كنم، و اگر بخواهم هر دو را از بين مى‏برم «1».

روايات و توضيحاتى در باره كتابت و
...

روايات و توضيحاتى در باره كتابت و استنساخ اعمال در ذيل آيه:" هذا كِتابُنا يَنْطِقُ عَلَيْكُمْ بِالْحَقِّ ..."

و در تفسير قمى در ذيل آيه" هذا كِتابُنا يَنْطِقُ عَلَيْكُمْ بِالْحَقِّ ..." مى‏گويد:

پدرم از ابن ابى عمير، از عبد الرحيم قصير، از امام صادق (ع) برايم حديث كرد كه گفت:

من از آن جناب از معناى" ن وَ الْقَلَمِ" پرسيدم، فرمود: خداى تعالى قلم را از درختى كه در بهشت است و نامش" خلد" مى‏باشد خلق كرد، و سپس به نهرى كه در بهشت است دستور داد تا مداد شود، پس نهر منجمد و سفيدتر از برف شد، و هم شيرين‏تر از شهد، آن گاه به قلم فرمود: بنويس. پرسيد: پروردگارا چه بنويسم؟ فرمود: بنويس آنچه را كه شده و آنچه را كه تا قيامت خواهد شد. پس قلم، همه را در رقى سفيدتر از نقره، و صاف‏تر از ياقوت بنوشت، پس خداى تعالى آن را در هم پيچيد، و در ركن عرش قرار داد، و سپس دهانه قلم را مهر و موم كرد، در نتيجه ديگر تا ابد گويا نخواهد شد.

پس كتاب مكنونى كه نسخه‏ها همه‏اش از آنجاست همين كتاب است، مگر شما عرب نيستيد؟

پس چرا معناى كلام را نمى‏فهميد؟

مگر شما به يكديگر نمى‏گوييد اين كتاب را استنساخ كن، مگر جز اين است كه كتاب از نسخه اصليش استنساخ مى‏شود؟

اين همان است كه خداى تعالى مى‏فرمايد" إِنَّا كُنَّا نَسْتَنْسِخُ ما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ" «2».

مؤلف: اينكه فرمود:" پس قلم، همه را در رقى ..." تمثيل لوح مكتوبى است كه حوادث در آن ضبط شده به" رق" و كلمه" رق" بطورى كه راغب گفته به معناى هر چيزى است كه بر روى آن نوشته شود و شبيه به كاغذ باشد.

و در سابق هم حديثى از آن جناب نقل كرديم كه فرمود: قلم نام فرشته‏اى و لوح نيز نام فرشته‏اى ديگر است.

و اينكه فرمود:" آن را در هم پيچيد و در ركن عرش قرار داد" تمثيلى است كه در آن عرش خدا به تخت سلطنتى تشبيه شده كه داراى پايه و ركن است. و اينكه فرمود" سپس دهانه قلم را مهر و موم كرد ..." كنايه است از اينكه آنچه در آن رق نوشته شده، قضاء حتمى است كه رانده شده، و ديگر تغيير و تبديل نمى‏پذيرد. و اينكه فرمود" مگر شما عرب نيستيد ..."
اشاره به مطلبى است كه در تفسير آيه مذكور خاطرنشان كرديم، و ان مطلب اين معنا را توضيح‏
مى‏دهد.

(1) الدر المنثور، ج 6، ص 35.

(2) تفسير قمى، ج 2، ص 299.

/ 590