ترجمه تفسیر المیزان جلد 18

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

ترجمه تفسیر المیزان - جلد 18

سید محمدحسین طباطبایی؛ ترجمه: سید محمدباقر موسوی همدانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

و در سياق دو آيه مورد بحث اشاره‏اى است به اينكه سنگ و چوبهاى جماد كه در اين عالم در نظر ما جماد و بى‏جانند، چون آثار حيات در آنها نمى‏بينيم، در نشاه آخرت معلوم مى‏شود كه براى خود جان داشته‏اند، و آن روز آثار حيات از ايشان بروز مى‏كند. و ما در اين باره مطالبى در ذيل آيه" قالُوا أَنْطَقَنَا اللَّهُ الَّذِي أَنْطَقَ كُلَّ شَيْ‏ءٍ" «1» گذرانديم.

" وَ إِذا تُتْلى‏ عَلَيْهِمْ آياتُنا بَيِّناتٍ قالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِلْحَقِّ لَمَّا جاءَهُمْ هذا سِحْرٌ مُبِينٌ"

اين آيه و آيه بعدش در مقام توبيخ است. و مراد از" آيات بينات" آيات قرآن است كه بر آنان تلاوت مى‏شد. در اين آيه وقتى مى‏خواهد از زبان كفار همين آيات بينات را نقل كند كه در باره‏اش گفتند سحر است، به جاى اين كلمه، كلمه" حق" را مى‏آورد حقى كه به سويشان آمده، و مى‏فرمايد:" لِلْحَقِّ لَمَّا جاءَهُمْ" با اينكه مقتضاى ظاهر آيه اين بود كه به جاى" للحق" بفرمايد" لها"، و اين بدان جهت است كه بفهماند آيات بينات حق بود كه بر آنان تلاوت مى‏شد، و هيچ مجوزى نداشتند كه آن را سحر آشكار بخوانند. و خلاصه با علم به اينكه" حق مبين" است آن را" سحر مبين" خواندند پس مردمى زورگو و لجباز و مخالف حق صريح بودند.

" أَمْ يَقُولُونَ افْتَراهُ قُلْ إِنِ افْتَرَيْتُهُ فَلا تَمْلِكُونَ لِي مِنَ اللَّهِ شَيْئاً ..."

كلمه" أم" در اينجا منقطعه و به معناى" بلكه" است در نتيجه معناى آيه اين مى‏شود: بلكه كفار مى‏گويند اينكه قرآن خود را كلام خدا خوانده، بر خدا افتراء بسته است.

و معناى جمله" قُلْ إِنِ افْتَرَيْتُهُ فَلا تَمْلِكُونَ لِي مِنَ اللَّهِ شَيْئاً" اين است كه:

اگر من به خاطر شما قرآن را به خدا افتراء بسته باشم، خداى تعالى مرا به عذاب خود خواهد گرفت، و يا در اين گرفتنش شتاب خواهد كرد و آن وقت شما نمى‏توانيد مانع خواسته خدا شويد. بنا بر اين چگونه ممكن است بر خدا افتراء ببندم و به خاطر شما خود را در معرض عذاب قطعى او قرار دهم؟ و خلاصه مى‏خواهد بگويد: من مفترى بر خدا نيستم.

با اين معنايى كه كرديم روشن شد كه جزاء شرط در جمله" إِنِ افْتَرَيْتُهُ فَلا تَمْلِكُونَ لِي ..." حذف شده و به جاى آن جمله ديگرى آمده كه به منزله ارتفاع مانع است، و تقدير كلام چنين است:" قل ان افتريته آخذنى بالعذاب او عاجلنى بالعذاب و لا مانع من قبلكم يمنع عنه- بگو اگر قرآن را به خدا افتراء ببندم، مرا به عذاب خواهد گرفت، و يا عذاب افتراء
را كه جايش در قيامت است در همين دنيا بر سرم مى‏آورد، آن وقت هيچ مانعى از ناحيه شما نمى‏تواند از آن جلوگير شود". پس اينكه بعضى گفته‏اند" جمله" فَلا تَمْلِكُونَ ..." از قبيل به كار بردن مسبب در جاى سبب است، درست نيست.

(1) سوره فصلت، آيه 21.

/ 590