ترجمه تفسیر المیزان جلد 18

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

ترجمه تفسیر المیزان - جلد 18

سید محمدحسین طباطبایی؛ ترجمه: سید محمدباقر موسوی همدانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

" كانَ النَّاسُ أُمَّةً واحِدَةً فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِيِّينَ مُبَشِّرِينَ وَ مُنْذِرِينَ وَ أَنْزَلَ مَعَهُمُ الْكِتابَ بِالْحَقِّ لِيَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ فِيمَا اخْتَلَفُوا فِيهِ وَ مَا اخْتَلَفَ فِيهِ إِلَّا الَّذِينَ أُوتُوهُ مِنْ بَعْدِ ما جاءَتْهُمُ الْبَيِّناتُ بَغْياً بَيْنَهُمْ فَهَدَى اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا لِمَا اخْتَلَفُوا فِيهِ مِنَ الْحَقِّ بِإِذْنِهِ"
«1»

بدان اشاره مى‏كند. پس روشن شد كه حكم تشريعى و حق قانونگذارى تنها از آن خداى سبحان است، و تنها ولى در اين حكم، او است، پس واجب است تنها او را ولى خود بگيرند و تنها او را بپرستند و به آنچه او نازل كرده متدين گردند.
و اين است معناى جمله" وَ مَا اخْتَلَفْتُمْ فِيهِ مِنْ شَيْ‏ءٍ فَحُكْمُهُ إِلَى اللَّهِ". و حاصل اين حجت- كه گفتيم حجت چهارم است- اين است كه آن ولى كه پرستيده مى‏شود و به دين او متدين مى‏شوند بايد كسى باشد كه بتواند اختلافى كه در بين پرستندگانش پيدا مى‏شود برطرف سازد، و آنچه از شؤون اجتماع آنان به فساد گراييده اصلاح كند، و ايشان را به وسيله قانون- كه همان دين است- به سوى سعادت زندگى دائمى سوق دهد. و حكم در اين مورد اختصاص به خداى تعالى دارد پس لازم است كه تنها او به عنوان ولى اتخاذ شود و نه ديگرى.

مفسرين در تفسير جمله" وَ مَا اخْتَلَفْتُمْ فِيهِ مِنْ شَيْ‏ءٍ فَحُكْمُهُ إِلَى اللَّهِ" تفسيرهايى ديگر دارند، بعضى گفته‏اند: اين جمله حكايت كلام رسول خدا (ص) است كه به مؤمنين خطاب كرد و فرمود: در هر امرى كه كفار، يعنى اهل كتاب و مشركين، با شما اختلاف مى‏كنند، آنها چيزى مى‏گويند، و شما چيزى ديگر، حكم آن امر واگذار به خداست، و آن اين است كه مؤمنين را كه حق به جانب ايشان است پاداش، و مبطلين را عقاب مى‏كند- اين قول را صاحب تفسير كشاف ذكر كرده است «2».

بعضى «3» ديگر گفته‏اند: معنايش اين است كه هر اختلاف و نزاعى كه مى‏كنيد، رسول خدا (ص) را در آن حكم قرار دهيد، و داورى ديگران را بر داورى آن جناب مقدم نداريد، و در حقيقت اين جمله مطلبى را بيان مى‏كند كه آيه شريفه" فَإِنْ تَنازَعْتُمْ فِي شَيْ‏ءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَ الرَّسُولِ" «4» بدان اشاره مى‏كند.

(1) مردم امت واحده‏اى بودند، خداى تعالى انبياء را مبعوث كرد تا نيكان را بشارت دهند و بدان را تهديد كنند، و كتابى به حق با ايشان نازل كرد تا بين مردم در آنچه اختلاف مى‏كنند داورى نمايند، هر چند كه در باره آن كتاب اختلاف نكردند مگر خود آنهايى كه كتاب بسويشان آمده بود، و مگر بعد از آنكه به حقانيت آن يقين داشتند، تنها از در دشمنى با يكديگر اختلاف مى‏كردند. پس خداوند آنهايى را كه ايمان آوردند در آنچه اختلاف مى‏كردند به اذن خود به سوى حق راهنمايى فرمود: سوره بقره، آيه 213.

(2) تفسير كشاف، ج 25، ص 16.

(3) روح المعانى، ج 25، ص 16.

(4) پس اگر در چيزى نزاع كرديد به خدا و رسول مراجعه كنيد، و حكم مساله مورد نزاع را از خدا و رسول بخواهيد.

سوره نساء، آيه 59.

/ 590