دانش نامه امیر المؤمنین علیه السلام بر پایه قرآن، حدیث و تاریخ جلد 6

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

دانش نامه امیر المؤمنین علیه السلام بر پایه قرآن، حدیث و تاریخ - جلد 6

مؤلفان: محمد محمدی ری شهری، محمدکاظم طباطبایی، محمود طباطبائی نژاد؛ مترجمان: عبدالهادی مسعودی، مهدی مهریزی، ابوالقاسم حسینی، جواد محدثی، محمدعلی سلطانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

بودند، رسيد. معاويه به ايشان
فرمان داد كه روياروى عبد اللّه‏ بن بديل مقاومت كنند. نيز به حبيب بن
مسلمه فهرى كه در جناح چپ بود، پيغام داد كه با همه همراهانش به
عبد اللّه‏ حمله كند. افراد به هم برآمدند و دو گروه با هم در افتادند: جناح
راست سپاه عراق و جناح چپ سپاه شام. عبد اللّه‏ بن بديل با ضربه‏هاى
دليرانه شمشير پيش تاخت، چندان كه معاويه را از جايگاهش پس
راند.

آن‏گاه، عبد اللّه‏ ندا در داد: به خونخواهىِ عثمان برآييد!» ـ و مرادش،
برادرش عثمان بن بديل بود كه كشته شده بود ـ؛ امّا معاويه و يارانش
پنداشتند كه مراد او، عثمان بن عفّان است.

معاويه از جايى كه عقب نشسته بود، بسيار بازآمد و بر جان خود
بيمناك شد و دوباره و سه باره به حبيب بن مسلمه پيغام داد و از او يارى
خواست و فرياد خواهى كرد. حبيب با جناح چپ سپاه معاويه،
سخت به جناح راست سپاه عراق يورش بُرد و آن را از هم شكافت،
چندان كه با ابن بديل، تنها حدود صد تن از قاريان باقى ماندند. آنان
پشت به پشت هم داده، از خويش دفاع مى‏كردند.

ابن بديل، خود را به ميان سپاه زده، عزم قتل معاويه را داشت و
جايگاه او را مى‏جُست و مقاومت مى‏ورزيد تا به وى رسيد كه عبد اللّه‏
بن عامر از او نگهبانى مى‏كرد.

آن‏گاه، معاويه كسانش را ندا داد: واى بر شما! اگر نمى‏توانيد سلاح
به كار گيريد، با سنگ و پاره‏سنگ به وى هجوم بَريد!

ياران معاويه بر عبد اللّه‏ بن بديل تاختند و بر او سنگ باراندند،
چندان كه وى را غرق زخم كردند و عبد اللّه‏ كشته شد. معاويه و عبد اللّه‏
بن عامر، روى به سوى وى نهادند و بر سرش ايستادند. عبد اللّه‏ بن
عامر، دستارش را بر چهره او افكند و برايش رحمت طلبيد؛ چرا كه وى
از پيش، برادر و دوستش بود.

معاويه گفت: چهره‏اش را بگشا.

/ 439