دانش نامه امیر المؤمنین علیه السلام بر پایه قرآن، حدیث و تاریخ جلد 6

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

دانش نامه امیر المؤمنین علیه السلام بر پایه قرآن، حدیث و تاریخ - جلد 6

مؤلفان: محمد محمدی ری شهری، محمدکاظم طباطبایی، محمود طباطبائی نژاد؛ مترجمان: عبدالهادی مسعودی، مهدی مهریزی، ابوالقاسم حسینی، جواد محدثی، محمدعلی سلطانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

2523.تاريخ الطبرى ـ به نقل از ابو رَوْق هَمْدانى، در
وصفِ شدّت جنگ صِفّين‏ـ: ... دامنه گريز تا جايى كه على عليه السلام قرار
داشت، كشيده شد. پس وى به سوى جناح چپ، پياده حركت كرد و
افرادِ قبيله مُضَر در جناح چپ، از گرد او پراكنده شدند و فقط افراد
قبيله ربيعه پايدارى ورزيدند.

در نقل ابو مِخْنَف از مالك بن اَعيَن جُهَنى و او از زيد بن وَهْب
جُهَنى آمده است: على عليه السلام همراه پسرانش به سوى جناح چپ حركت
كرد و تنها افراد ربيعه با او بودند. گويى اكنون مى‏بينم كه تير از ميان شانه
و كتف‏هايش مى‏گذرد و يكايك پسرانش خود را سپر او مى‏كنند و
على عليه السلام اين را نمى‏پسندد و خود را پيش مى‏اندازد و ميان آن فرزند و
شاميان، فاصله مى‏شود. هر گاه يكى از پسرانش چنين مى‏كرد، وى او را
با دست خويش مى‏گرفت و پيش رو يا پشت سر خود مى‏افكَنْد به
گونه‏اى كه نتواند سپرِ وى شود.

اَحمَر، غلامِ ابوسفيان يا عثمان يا يكى ديگر از بنى اميّه، او را ديد و
گفت: اى على! به پروردگار كعبه سوگند، خدا مرا بكشد اگر يا تو را
نكشم و يا خود كشته نشوم. سپس به سوى على عليه السلام يورش بُرد.

كيسان، غلامِ على، با او برابر شد و دو ضربه ردّ و بدل كردند. غلامِ
بنى اميّه، كيسان را كشت. على عليه السلام خود، به سوى آن غلام بنى اميّه
شتافت و گريبانِ زرهش را گرفت و او را به سوى خود كشيد. سپس بر
شانه خود، وى را بر كشيد. گويى اكنون دو پاى او را مى‏بينم كه بر گردنِ
على آويخته است. آن‏گاه، وى را بر زمين كوفت و شانه و بازوانش را
شكست. سپس پسرانِ على عليه السلام ، حسين و محمّد عليهما السلام ، بر آن غلام تاختند
و او را با شمشيرهاى خود زدند، چندان كه بمُرد و بدنش سرد شد.
گويى اكنون على عليه السلام را مى‏نگرم كه ايستاده است و دو شير بچّه‏اش آن
غلام را فرو مى‏كوبند...

سپس شاميان به على عليه السلام نزديك شدند. به خدا سوگند، نزديك شدنِ
ايشان به

/ 439