دانش نامه امیر المؤمنین علیه السلام بر پایه قرآن، حدیث و تاریخ جلد 6

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

دانش نامه امیر المؤمنین علیه السلام بر پایه قرآن، حدیث و تاریخ - جلد 6

مؤلفان: محمد محمدی ری شهری، محمدکاظم طباطبایی، محمود طباطبائی نژاد؛ مترجمان: عبدالهادی مسعودی، مهدی مهریزی، ابوالقاسم حسینی، جواد محدثی، محمدعلی سلطانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

على عليه السلام به سوى وى رفت. يارانش به وى گفتند: اين سگ را فرو
گذار، كه او هم‏رتبه تو نيست.

گفت: «به خدا سوگند، امروز معاويه بيش از او به من كينه ندارد. من
و او را وا نهيد!».

سپس بر او يورش بُرد و با ضربه‏اى به دو نيمش كرد؛ نيمى سوى
راست افتاد و نيمى سوى چپ، و هر دو سپاه از گرانىِ اين ضربه، بر
خويش لرزيدند.

سپس گفت: «اى عروه! برو و قومت را آگاه كن. سوگند به آن كه
محمّد را به حق به پيامبرى برانگيخت، تو به راستى آتش را ديدى و
اكنون پشيمانى».

پسر عموى عروه گفت: چه بامداد شومى است. پس از ابو داوود
(عروه)، خداوند زندگى را بر من زشت گردانَد!...

سپس او به على عليه السلام يورش آورد و بر او نيزه‏اى نواخت. على عليه السلام بر
آن نيزه ضربه‏اى زد، چندان كه آن را از دستش بينداخت. سپس ضربه
ديگرى بر او نواخت و به ابو داوود پيوندش داد.

معاويه بر تپّه‏اى ايستاده بود، اين صحنه را مى‏ديد و گواه بود. پس
گفت: مرگ و ننگ از آنِ اين مردان! آيا در ميانِ ايشان كسى نيست كه يا
در هماوردى با او يا به غافلگيرى يا در ميانِ درآميختگىِ دو سپاه و بر پا
شدنِ گَردِ نبرد، وى را بكشد؟

وليد بن عُقْبه گفت: تو، خود به مبارزه او رو، كه از همه مردم براى
مبارزه با وى سزاوارترى!

گفت: به خدا سوگند، او مرا به مبارزه خواند و من سر باز زدم،
چندان كه نزد قريش شرمسار شدم. خداى را سوگند، من به مبارزه او
نخواهم رفت؛ زيرا سپاه در مقابل پيشوا، فقط براى حفاظت از
اوست.

عتبة بن ابى سفيان گفت: خود را از او نهان داريد. گويى بانگش را
نشنيده‏ايد.

/ 439