دانش نامه امیر المؤمنین علیه السلام بر پایه قرآن، حدیث و تاریخ جلد 6

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

دانش نامه امیر المؤمنین علیه السلام بر پایه قرآن، حدیث و تاریخ - جلد 6

مؤلفان: محمد محمدی ری شهری، محمدکاظم طباطبایی، محمود طباطبائی نژاد؛ مترجمان: عبدالهادی مسعودی، مهدی مهریزی، ابوالقاسم حسینی، جواد محدثی، محمدعلی سلطانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
افزودن یادداشت
افزودن یادداشت جدید

پيروى كرده‏اى و آن،
تو را از راه راست، رويگردان كرده و از طريق صواب، بازت گردانده
است.

تو دامنِ لذّتِ فتنه‏ها را فرا كشيده‏اى و به زيبايىِ دنيا گرفتار آمده‏اى،
گويى ايمان ندارى كه روز رستاخيز مى‏آيد و باز همه در جايى گرد
مى‏آيند. تاج بر نهادى، جامه خَز بر تن كردى، فرش ابريشمين گستردى
و اين، شيوه امپراتوران روم و شاهان ايران است. آن‏گاه، اين نيز تو را
بَس نيفتاد، چندان كه ـخبر يافته‏ام خلافت را براى جانشينِ خود، مقرّر
كرده‏اى. او پس از تو حكمرانى مى‏كند و تو به جاى او نزد خدا
حسابرسى مى‏شوى. به جانم سوگند، اگر چنين كنى و از تو شگفت
نيست، اين گمگشتى را از تبار خود به ارث برده‏اى؛ زيرا تو فرزندِ
همان كسى كه بر ديندارانْ تجاوز مى‏كرد و به مسلمانانْ حَسَد مى‏بُرد.

از آن رابطه خويشاوندى ياد كرده‏اى كه تو را به من پيوند داده است.
به خداوند، آن سرافرازترِ شكوهمندتر، سوگند ياد مى‏كنم كه اگر آن
كس كه اسباب خلافتِ پس از خود را برايش آماده كرده‏اى، در زمان
حياتت در امر خلافت با تو به نزاع برمى‏خاست، رشته حيات او را
مى‏بُريدى وبنيان زندگى وى را ويران‏مى‏كردى.

و امّا اين كه مرا از در افتادن به نوشگاه‏هاى مسموم و آبشخورهاى
كُشنده بيم داده‏اى؛ پس بدان من بنده خدا، على بن ابى‏طالب هستم.
رويت را به من بنمايان. هرگز، به پروردگار خانه سوگند، آن‏گاه كه جنگ
در گيرد و پهلوانان به هم درپيچند، تو هيچ عذرى ندارى. گويى اكنون
مى‏بينم كه در جنگ حاضرى و نبرد شدّت گرفته و چهره عبوسش را در
هم كشيده و جان‏ها صيد مى‏شوند، چنان كه بازِ شكارى، جوجه پرنده
سنگخواره را شكار مى‏كند. آن‏گاه، تو مانند حيوان سرگشته‏اى مى‏شوى
كه با ديدنِ شدّت جنگ، اين سو و آن سو به حيرت مى‏دود، بى آن كه
بالاىِ درّه را از پايينِ آن بشناسد.

پس آنچه را شايسته‏اش نيستى، فرو گذار، كه فرود آوردن شمشير،
غير از پاره كردن گفتار و قلم‏فرسايى است. چه بسا اردوها كه شاهد
بوده‏اى و دِژها كه در

/ 439