دانش نامه امیر المؤمنین علیه السلام بر پایه قرآن، حدیث و تاریخ جلد 6

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

دانش نامه امیر المؤمنین علیه السلام بر پایه قرآن، حدیث و تاریخ - جلد 6

مؤلفان: محمد محمدی ری شهری، محمدکاظم طباطبایی، محمود طباطبائی نژاد؛ مترجمان: عبدالهادی مسعودی، مهدی مهریزی، ابوالقاسم حسینی، جواد محدثی، محمدعلی سلطانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

اى معاويه! شما (بنى اميّه) چه هنگام، حكمرانان مردم و
زمامدارانِ اين امّت بوده‏ايد، حال آن كه نه پيشينه‏اى كهن در ديندارى
داريد و نه شرافتى والا؟ به خدا پناه مى‏بريم از همراهى با پيشينه
بدبختى، و هشدارت مى‏دهم از اين كه همواره فريفته آرزوها گردى و
آشكار و نهانت دو گونه باشد.

همانا مرا به مبارزه فرا خوانده‏اى. پس مردم را به يك‏سو نِه و به
جانب من بيا و اين دو سپاه را از جنگ بر كنار دار، تا دانسته شود كه
كدام‏يك از ما آلوده‏دل و فروبسته چشم است.

پس بدان من ابوالحسنم؛ قاتل جدّ و برادر و دايى‏ات كه آنها را در
جنگ بدر درهم شكستم. و اكنون همان شمشير با من است و با همان
قلب، با دشمنم رويارو مى‏شوم و دين و پيامبر ديگرى برنگزيده‏ام. من
بر همان شيوه‏اى هستم كه شما به اختيار، آن را رها كرده‏ايد و از آغاز
هم به اجبار آن را پذيرفته بوديد.

پنداشته‏اى كه براى خونخواهىِ عثمان آمده‏اى، حال آن كه خود،
خوب مى‏دانى خون او كجا ريخته شد. پس اگر خونخواهِ اويى،
همان‏جا خونخواهى‏اش كن. گويى اكنون مى‏بينمت كه جنگ، تو را
گَزيده و از آن، شيون سر داده‏اى، همانند شيونِ شتران زير بارهاى گران؛
و گويى مى‏نگرم سپاهت را كه از سختىِ ضربه‏هاى پياپى و سرنوشتِ
پيش آمده و بر خاك افتادن‏هاى پياپى، از بيچارگى، مرا به كتاب خدا فرا
مى‏خوانند؛ حال آن كه يا از آغاز، حق را كافر و منكر بوده‏اند و يا
نخست بيعت كرده و سپس، از حق روى گردانده‏اند. 1

2540.وقعة صِفّين ـبه نقل از شعبى ـ: على عليه السلام به معاويه پيام
داد: «به مبارزه من بيا و اين دو سپاه را از جنگ، بركنار دار. آن‏گاه، هر
كس ديگرى را كشت، خلافت از آنِ او باشد».

عمرو به معاويه گفت: آن مرد با تو انصاف ورزيده است.


نهج‏البلاغة:
نامه 10، بحارالأنوار: 33/101/406.

/ 439