دانش نامه امیر المؤمنین علیه السلام بر پایه قرآن، حدیث و تاریخ جلد 7

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

دانش نامه امیر المؤمنین علیه السلام بر پایه قرآن، حدیث و تاریخ - جلد 7

مؤلفان: محمد محمدی ری شهری، محمدکاظم طباطبایی، محمود طباطبائی نژاد؛ مترجمان: عبدالهادی مسعودی، مهدی مهریزی، ابوالقاسم حسینی، جواد محدثی، محمدعلی سلطانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

8 / 3


غارت نعمان بن بشير

2840.تاريخ اليعقوبى: معاويه، نعمان بن بشير را روانه ساخت.
او بر مالك بن كعب اَرحبى كه كارگزار على عليه السلام بر مرزبانان «عين التمر»
بود، شبيخون زد. على عليه السلام مردم را فرا خواند و فرمود: «اى اهل كوفه! به
يارى برادرتان مالك بن كعب بشتابيد، كه نعمان بن بشير همراه گروهى
ـ كه زياد هم نيستند ـ بر او تاخته است. باشد كه خداوند، گروهى از
ستمگران را نابود سازد». مردمْ كُندى كردند و بيرون نرفتند. 1

2841.الكامل فى التاريخ: در اين سال (39 هجرى) معاويه
لشكريان خود را در عراق، در اطراف قلمرو حكومت على عليه السلام پراكند.
نعمان بن بشير را با هزار مرد به عين‏التمر فرستاد، كه در آن‏جا مالك بن
كعب با هزار نفر مأمور پاسگاهى براى على عليه السلام بود. مالك به ياران خود
اجازه داده بود كه به كوفه بروند و جز صد نفر كسى با او نبود. چون خبر
هجوم نعمان را شنيد، نامه‏اى به اميرمؤمنان نوشت و به او گزارش داد و
نيروى كمكى درخواست كرد.

على عليه السلام خطبه‏اى خواند و مردم را به بيرون رفتن به يارى او
فراخواند؛ امّا سنگينى كرده، نرفتند. مالك با نعمان درگير شد. ديوارهاى
آن روستا را پشت‏سر ياران خويش قرار داد. مالك به مِخنَف بن سليم
نامه نوشت و از او يارى طلبيد. وى نزديكى‏هاى او بود. مالك و نعمان
پيكار سختى كردند. مخنف، پسرش عبدالرحمان را با پنجاه نفر
فرستاد. آنان در حالى به مالك رسيدند كه او و همراهانش غلاف
شمشيرها را شكسته و دل به مرگ و پيكار سپرده بودند. چون شاميان
آنان را ديدند، عصر هنگام گريختند و پنداشتند كه نيروى امدادى در راه
است. مالكْ آنان را تعقيب كرد و سه نفر از آنان را كشت.


تاريخ
اليعقوبى: 2/195، الغارات: 2/449، شرح نهج‏البلاغة: 2/303 .

/ 344