دانش نامه امیر المؤمنین علیه السلام بر پایه قرآن، حدیث و تاریخ جلد 7

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

دانش نامه امیر المؤمنین علیه السلام بر پایه قرآن، حدیث و تاریخ - جلد 7

مؤلفان: محمد محمدی ری شهری، محمدکاظم طباطبایی، محمود طباطبائی نژاد؛ مترجمان: عبدالهادی مسعودی، مهدی مهریزی، ابوالقاسم حسینی، جواد محدثی، محمدعلی سلطانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

به انبار رفت كه
پاسگاهى با پانصد نفر براى على عليه السلام آن‏جا بود. همه رفته بودند، جز
دويست نفر. سبب پراكنده شدنشان هم اين بود كه سردار آنان كُمَيل بن
زياد، وقتى خبر يافت گروهى از قرقيسيا قصد حمله به هِيت را دارند،
بدونِ فرمان على عليه السلام به سوى آنان رفت.

همراهان سفيان در حالى به انبار آمدند كه كميل آن‏جا نبود. اين
موضوع، سبب خشم على عليه السلام بر كميل شد و در اين مورد، نامه
انتقادآميزى به او نوشت.

چون ياران على عليه السلام آن‏جا كم بودند، سفيان به طمع افتاد و با آنان
جنگيد. ياران على عليه السلام مقاومت كردند، تا آن كه رئيسشان اشرس بن
حَسّان بَكرى با سى نفر ديگر كشته شدند. غارتگرانْ همه اموال مردم
انبار را برداشته، نزد معاويه بازگشتند. چون به على عليه السلام خبر رسيد،
گروهى را در پى آنان فرستاد، امّا به آنان نرسيدند. 1

2845.تاريخ اليعقوبى: سفيان بن عوف بر انبار هجوم آورد.
اشرس بن حَسّان بكرى كشته شد. على عليه السلام سعيد بن قيس را در پى او
فرستاد. [سفيان،]چون آمدن او را احساس كرد، گريخت. سعيد تا
عانات او را تعقيب كرد، ولى به او نرسيد. 2

2846.الغارات ـ به نقل از محمّد بن مخنف ـ: سفيان بن
عوف چون بر شهر انبار شبيخون زد، مرد تنومندى از اهالى آن‏جا نزد
على عليه السلام آمد و خبر داد. حضرت بر منبر رفت و فرمود: «اى مردم! برادر
بكرى شما در انبار كشته شده است، شخصى كه بلند همّت و سرفراز و
بى‏باك بود و پاداش الهى را بر دنيا برگزيد. به‏سوى مهاجمان بشتابيد تا
با آنان رو در رو شويد. اگر ضربه‏اى به آنان بزنيد، براى هميشه آنان را از
عراق رانده‏ايد».

آن‏گاه، به اميد پاسخ مساعد و سخن مناسب آنان سكوت كرد؛ ولى
هيچ كس،


1 -  الكامل فى التاريخ:
2/425، تاريخ الطبرى: 5/134، البداية والنهاية: 7/320 .

2 - تاريخ اليعقوبى: 2/196.

/ 344