دانش نامه امیر المؤمنین علیه السلام بر پایه قرآن، حدیث و تاریخ جلد 7

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

دانش نامه امیر المؤمنین علیه السلام بر پایه قرآن، حدیث و تاریخ - جلد 7

مؤلفان: محمد محمدی ری شهری، محمدکاظم طباطبایی، محمود طباطبائی نژاد؛ مترجمان: عبدالهادی مسعودی، مهدی مهریزی، ابوالقاسم حسینی، جواد محدثی، محمدعلی سلطانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

بكرى را كشته‏اند و سپاه شما را از پاسگاه‏هايشان كنار
زده‏اند. به من خبر رسيده كه افراد آنان بر زن مسلمان يا زنِ اهل ذمّه
وارد مى‏شدند و خلخال و گردنبند و دستبند و گوشواره از آنان
مى‏كَندند، و آنان جز با گفتن «إنا للّه‏ وإنا إليه راجعون» و ترحّم‏خواهى
كارى نمى‏توانستند بكنند. سپس غارتگران با دست پُر برگشته‏اند، نه
فردى از آنان زخمى شده و نه خونى از ايشان ريخته شده است. اگر
پس از اين حادثه، مسلمانى از اندوه بميرد، جاى ملامت نيست؛ بلكه
در نزد من شايسته است!

شگفتا، شگفتا! دل را ذوب مى‏كند و اندوه مى‏آورد اين‏كه آن گروه
در راه باطلشان هماهنگ‏اند و شما در راه حق خويش پراكنده‏ايد. بدا به
شما و فسردگى باد بر شما، كه نشانه و هدف تيرهاى دشمن شده‏ايد! بر
شما شبيخون مى‏زنند و نمى‏شوريد. با شما مى‏جنگند و پيكار
نمى‏كنيد. خدا را نافرمانى مى‏كنند و خرسنديد. وقتى در روزهاى گرمْ
فرمانتان مى‏دهم كه به سويشان بشتابيد، مى‏گوييد: اينك اين سوزش
گرماست. مهلت بده تا گرما از ما بگذرد و خنك شود! و چون در
زمستان فرمان مى‏دهم كه به سويشان بكوچيد، مى‏گوييد: اين سرماى
سوزان است. مهلتمان ده تا اين سرما از سرمان بگذرد! همه اينها فرار از
گرما و سرماست. هرگاه شما از سرما و گرما گريزان باشيد، به خدا
سوگند، از شمشير گريزان‏تر خواهيد بود.

اى مرد نمايان نامرد! اى خواب‏هايتان كودكانه و انديشه‏هايتان
همچون زنان حجله‏نشين! دوست داشتم كه شما را هرگز نمى‏ديدم و
نمى‏شناختم؛ شناختى كه به خدا سوگند، برايم پشيمانى و ملامت در پى
داشت. مرگتان باد! دلم را چركين و سينه‏ام را خشماگين ساختيد و
جرعه جرعه اندوه به كامم ريختيد و با نافرمانى و ترك يارى، نظرم را
تباه كرديد، تا آن‏جا كه قريش گفت: «پسر ابوطالبْ مرد شجاعى است؛
ليكن دانش جنگ ندارد»! خدا پدرشان را خير دهد! كدام‏يك از آنان از
من جنگ‏آزموده‏تر و با سابقه‏تر در جهاد است؟ آن‏گاه كه بيست سالم
نشده بود، در ميدان جنگ بودم و اينك عمرم از شصت گذشته است؛
ليكن آن كه اطاعتش نكنند،

/ 344