دانش نامه امیر المؤمنین علیه السلام بر پایه قرآن، حدیث و تاریخ جلد 7

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

دانش نامه امیر المؤمنین علیه السلام بر پایه قرآن، حدیث و تاریخ - جلد 7

مؤلفان: محمد محمدی ری شهری، محمدکاظم طباطبایی، محمود طباطبائی نژاد؛ مترجمان: عبدالهادی مسعودی، مهدی مهریزی، ابوالقاسم حسینی، جواد محدثی، محمدعلی سلطانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

مردى گندمگون و بلند بالا برخاست و گفت: نه تو مانند
محمّد صلي الله عليه و آله هستى و نه ما مثل آنان كه ياد كردى! ما را به چيزى بالاتر از
طاقتمان تكليف مكن.

اميرمؤمنان فرمود: «خوب گوش كن و خوب پاسخ بده. عزاداران به
سوگتان بنشينند، كه جز اندوه مرا نمى‏افزاييد! آيا من گفتم كه من چونان
محمّدم و شما چونان ياران او؟ من تنها يك مثال زدم و اميدوارم كه به
آنان اقتدا كنيد».

مرد ديگرى برخاست و گفت: امير مؤمنان و همراهانش چه نيازمند
نهروانيان‏اند! مردم از هر سو حرف زدند و جنجال كردند.

مردى برخاست و با صداى بلند گفت: جاى خالى مالك اشتر براى
مردم عراق روشن شد. اگر زنده بود، اين جنجالْ كم مى‏شد و هركس
مى‏فهميد چه مى‏گويد.

امير مؤمنان به آنان فرمود: «مادرانتان بر شما بگريند! حقّ من بر شما
واجب‏تر از حقّ مالك اشتر است. آيا مالك اشتر، حقّى بر شما داشت،
بيش از حقّ مسلمان بر مسلمان؟». و خشمگين، فرود آمد.

حُجْر بن عدى و سعد بن قيس برخاستند و گفتند: اى امير مؤمنان!
خدا برايت بد نياوَرد! فرمان بده تا پيروى كنيم. به خداى بزرگ سوگند،
در اطاعت فرمانت نه نگران اموال خويشيم كه پراكنده شود، نه ناراحت
از كشته شدن بستگانمان.

حضرت به آنان فرمود: «آماده حركت به سوى دشمنان باشيد».

سپس وارد خانه‏اش شد. چهره‏هاى برجسته يارانش به نزد او رفتند.
به آنان فرمود: «مرد استوار و دلسوزى را معرّفى كنيد كه مردم را از اين
سرزمين به‏سوى دشمن بسيج كند». سعد بن قيس گفت: بر تو باد ـاى
امير مؤمنان ـ بر مردى دلسوز و خردمند و شجاع و نستوه، يعنى معقل
بن قيس تميمى.

حضرت فرمود: «آرى، چنين است». سپس او را فراخواند و
رهسپارش ساخت و او رفت. و او برنگشت، مگر آن‏گاه كه امير مؤمنان
به شهادت رسيده بود. 1


الأمالى، طوسى : 173/293، الغارات: 2/479، شرح
نهج‏البلاغة: 2/89 .

/ 344