دانش نامه امیر المؤمنین علیه السلام بر پایه قرآن، حدیث و تاریخ جلد 7

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

دانش نامه امیر المؤمنین علیه السلام بر پایه قرآن، حدیث و تاریخ - جلد 7

مؤلفان: محمد محمدی ری شهری، محمدکاظم طباطبایی، محمود طباطبائی نژاد؛ مترجمان: عبدالهادی مسعودی، مهدی مهریزی، ابوالقاسم حسینی، جواد محدثی، محمدعلی سلطانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

مى‏جنگند، نهى كرد و فرمود: «رحمت خدا بر شبيب! شبيخون
را دور ساخت و پيروزى را نزديك كرد». 1

8 / 8

غارت بُسْر بن اَرطات

2860.تاريخ الطبرى ـ به نقل از عوانه ـ: پس از ماجراى
حكميّت، معاوية بن ابى سفيانْ بُسْر پسر ابو اَرطات را كه مردى از بنى
عامر بن لُؤَى بود، همراه سپاهى روانه ساخت. از شام حركت كردند تا
به مدينه رسيدند. آن روز، ابو ايّوب انصارى كارگزار على عليه السلام در مدينه
بود. ابو ايّوب از آنان گريخت و در كوفه به نزد على عليه السلام رفت.

بُسْر وارد مدينه شد، به منبر رفت و كسى با او نجنگيد. از روى منبر
فرياد برآورد: اى ديناريان، اى نجّاريان،اى زريقيان! اى پيرِ من، اى پير
من! ديروز با او بودم. اينك او كجاست؟ مقصودش عثمان بود.

سپس گفت: اى مردم مدينه! به خدا سوگند، اگر فرمان معاويه به من
نبود، هيچ‏كس از مردانتان را در مدينه زنده نمى‏گذاشتم. مردم مدينه با
او بيعت كردند. كسانى نزد بنى‏سلمه فرستاد و گفت: به خدا سوگند، نزد
من نه امانى داريد و نه بيعتى، تا آن كه جابر بن عبد اللّه‏ را بياوريد.

جابر به نزد اُمّ سلمه همسر پيامبر صلي الله عليه و آله رفت و به او گفت: تو چه
صلاح مى‏بينى؟ مى‏ترسم كشته شوم، و اين هم بيعتى گم‏راهانه است.

امّ سلّمه گفت: من صلاح مى‏بينم كه بروى و بيعت كنى. من پسرم
عمر بن ابى‏سلمه را هم گفتم كه بيعت كند. به دامادم عبد اللّه‏ بن زمعه هم
گفتم كه بيعت كند ـزينب دختر ابو سلمه زن وى بود. جابر نيز رفت و
بيعت كرد.

بُسر خانه‏هايى را در مدينه خراب كرد. سپس به مكّه رفت. ابو
موسى ترسيد كه


الكامل فى التاريخ: 2/428، أنساب
الأشراف: 3/231، الفتوح: 4/227 و 228 .

/ 344