دانش نامه امیر المؤمنین علیه السلام بر پایه قرآن، حدیث و تاریخ جلد 7

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

دانش نامه امیر المؤمنین علیه السلام بر پایه قرآن، حدیث و تاریخ - جلد 7

مؤلفان: محمد محمدی ری شهری، محمدکاظم طباطبایی، محمود طباطبائی نژاد؛ مترجمان: عبدالهادی مسعودی، مهدی مهریزی، ابوالقاسم حسینی، جواد محدثی، محمدعلی سلطانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

سوگند، تو پيشواى خوبى هستى. من براى نبرد
با اين قوم آماده‏ام. مرا به سويشان اعزام كن.

حضرت فرمود: «مهيّا شو. تا آن‏جا كه مى‏دانم، تو در سختى و
آسايش، دلير مردى و خجسته و نيك سرشتى».

سپس وهب بن مسعود خَثعمى برخاست و گفت: من آماده حركتم،
اى اميرمؤمنان!

فرمود: «بشتاب. خداوند بر تو خجستگى دهد!».

جاريه با دو هزار نفر و وهب بن مسعود هم با دو هزار نفر بيرون
شدند. على عليه السلام آنان را فرمان داد كه در پى بُسر باشند، هر جا كه باشد، تا
به او برسند. وقتى به هم رسيدند، جاريه فرمانده همه است. جاريه از
بصره خارج شد و وهب از كوفه، تا در سرزمين حجاز به‏هم
برخوردند.

بُسر از طائف گذشت تا وارد يمن شد. عبيد اللّه‏ بن عبّاس از يمن
گريخته بود و عبد اللّه‏ بن عبد المدانِ حارثى را به‏جاى خود گذاشته بود.
بُسر آمد و او و پسرش مالك بن عبد اللّه‏ را كشت. عبيد اللّه‏ بن عبّاس دو
پسرش عبد الرحمان و قُثَم را نزد جويريه دختر قارض كنانى ـكه مادر
آن دو بود گذاشته بود و مردى از كنانه را هم به‏جاى خود گذاشته بود.

چون بُسر به نزد آن زن رسيد، دو پسر عبيد اللّه‏ را طلبيد تا آنان را
بكشد. آن مردِ كنانى شمشيرش را كشيد و گفت: به خدا سوگند، در
دفاع از اين دو كشته مى‏شوم، تا عذرى نزد خدا و مردم داشته باشم. با
شمشيرش به زد و خورد پرداخت تا كشته شد. زنانى از بنى‏كنانه بيرون
آمدند و گفتند: اى بُسر! مردان‏اند كه مى‏جنگند، بچه‏ها چه كرده‏اند؟ به
خدا سوگند، [در] جاهليّت هم كودكان را نمى‏كشتند. به خدا حاكمى كه
جز با كشتن كودكان و بى‏رحمى استوار نشود، بد حكومتى است.

/ 344