دانش نامه امیر المؤمنین علیه السلام بر پایه قرآن، حدیث و تاریخ جلد 7

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

دانش نامه امیر المؤمنین علیه السلام بر پایه قرآن، حدیث و تاریخ - جلد 7

مؤلفان: محمد محمدی ری شهری، محمدکاظم طباطبایی، محمود طباطبائی نژاد؛ مترجمان: عبدالهادی مسعودی، مهدی مهریزی، ابوالقاسم حسینی، جواد محدثی، محمدعلی سلطانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

چنين بود كه علاقه‏مندان به امام على عليه السلام مكرّر از او مى‏خواستند
كه از اين سياست، روى گردانَد و رؤساى قبايل و چهره‏هاى پرنفوذ
سياسى و شخصيت‏هاى پُر طَمطُراق بهره‏ور از امتيازات اقتصادى ويژه
را براى مدّتى فراموش كند و با آنها و بهره‏ورى‏هايشان برخورد نكند؛
امّا امام عليه السلام آن پيشنهادها را با اصول و مبانى حكومت علوى در تضاد
مى‏ديد و از پذيرش آنها، تن مى‏زد. گويا امام عليه السلام پذيرفتن آن پيشنهادها
را نوعى دست كشيدن از اهداف و آرمان‏هاى حكومتى اسلام
مى‏دانست و نمى‏پذيرفت.

اكنون به نمونه‏هايى از اين‏گونه پيشنهادها و پاسخ‏هاى امام،
بنگريم:

1. در كتاب الغارات، چنين آمده است:

على عليه السلام ، از فرار مردم به سوى معاويه، نزد مالك اشتر، شكوه كرد. اشتر
گفت: اى اميرمؤمنان! ما با مردمان جَمَل، با همراهى بصريان و كوفيان
جنگيديم و رأى [همگان] يكى بود و پس از آن، اختلاف كردند و دشمنى
برپا داشتند، نيّت‏ها سُست شد و عدالت، كم گرديد؛ و تو آنان را به عدالت
مى‏خوانى و با حق، در ميانشان رفتار مى‏كنى و حقّ فروافتادگان را از
مهتران مى‏ستانى و آنان، نزد تو بر فروافتادگان، برترى ندارند.

گروهى از آنان كه با تو بودند، وقتى به اين امر مبتلا شدند، ناله سر دادند
و از اين عدالت، اندوهناك گشتند. [امّا [هديه‏هاى معاويه، نزد ثروتمندان و
بزرگان بود و جان مردم به سوى دنيا پَر كشيد، و كسانى كه دل به دنيا
نمى‏سپارند، اندك‏اند؛ و بسيارى‏شان، كسانى‏اند كه حق را دور مى‏افكنند و
با باطل، همراهى مى‏كنند و دنيا را ترجيح مى‏دهند. اگر بر آنان بذل و
بخشش كنى، گردن‏هاى مردم به سوى تو كشيده مى‏شود و خيرخواهى‏شان
را به سوى خود مى‏كشانى و دوستى‏شان برايت خالص مى‏گردد. خداوند،
كارت را سامان دهد ـ اى اميرمؤمنان ـ و دشمنت را نابود گردانَد و جمعيّت
آنان را پراكنده سازد و حيله ايشان را سست گرداند و كارهاشان را پراكنده
كند، كه او به آنچه مى‏كند، داناست.

/ 344