دانش نامه امیر المؤمنین علیه السلام بر پایه قرآن، حدیث و تاریخ جلد 7

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

دانش نامه امیر المؤمنین علیه السلام بر پایه قرآن، حدیث و تاریخ - جلد 7

مؤلفان: محمد محمدی ری شهری، محمدکاظم طباطبایی، محمود طباطبائی نژاد؛ مترجمان: عبدالهادی مسعودی، مهدی مهریزی، ابوالقاسم حسینی، جواد محدثی، محمدعلی سلطانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

دست اينان و اينان را از دست من
راحت كن». 1

2902.امام على عليه السلام : آيا براى آن شقى‏ترين فرد، فرصتش نرسيده
است؟ قطعا اين از اين رنگين خواهد شد (يعنى محاسنش از خون
سرش). 2

2903.الإرشاد ـ به نقل از اجلح از پيرمردان كِنده ـ: بيش از
بيست بار شنيدم كه پيران كِنده مى‏گفتند: شنيديم كه على عليه السلام بر فراز منبر
مى‏فرمود: «چه چيزى مانع مى‏شود از اين‏كه شقى‏ترين فرد امّتْ اين
محاسن را از بالا با خونْ رنگين سازد؟» و دست خود را بر محاسن
خود مى‏گذاشت. 3

2904.البداية والنهاية: كارها بر امير مؤمنانْ مكدّر و آشفته شده
بود. لشكرش نافرمانى مى‏كردند. اهل عراق با او مخالفت كرده، از قيام
همراه او سر باز زدند. كار شاميان بالا گرفت، تاختند و چپ و راست،
جولان مى‏دادند و به گمان اين‏كه به مقتضاى حكمِ داوران (در صفّين)
كه هر دو على عليه السلام را خلع كردند و آن‏گاه كه امارت از آنِ كسى نبود،
عمرو عاصْ آن را به معاويه سپرد، حكومت را از آنِ معاويه
مى‏دانستند.

پس از حكميّت، شاميانْ معاويه را امير مى‏ناميدند و هر چه نيروى
شاميان افزوده مى‏شد، روحيّه عراقيان سست‏تر مى‏گشت. اين در حالى
بود كه امير آنان على بن ابى طالب عليه السلام بهترين انسان روى زمين در آن
زمان و عابدترين، پارساترين، داناترين و خداترس‏ترينِ مردم بود. با
اين همه، او را يارى نكردند و تنهايش گذاشتند، تا آن‏جا كه از زندگى
سير شد و آرزوى مرگ كرد، و اين به خاطر فتنه‏ها و محنت‏هاى فراوان
بود. بسيار مى‏فرمود: «چه چيزْ مانع آن شقى‏ترين شده است؟ منتظر
چيست؟ چرا نمى‏كشد؟». سپس مى‏فرمود: «به خدا سوگند كه اين از
اين (اشاره به محاسن و


1 - المصنّف فى الأحاديث والآثار: 8/587/8، الطبقات الكبرى: 3/34 ، أنساب
الأشراف: 3/260 .

2 -  تاريخ دمشق: 42/537 .

3 -  الإرشاد: 1/13، الأمالى، طوسى : 267/493 ، إعلام الورى: 1/310.

/ 344