دانش نامه امیر المؤمنین علیه السلام بر پایه قرآن، حدیث و تاریخ جلد 7

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

دانش نامه امیر المؤمنین علیه السلام بر پایه قرآن، حدیث و تاریخ - جلد 7

مؤلفان: محمد محمدی ری شهری، محمدکاظم طباطبایی، محمود طباطبائی نژاد؛ مترجمان: عبدالهادی مسعودی، مهدی مهریزی، ابوالقاسم حسینی، جواد محدثی، محمدعلی سلطانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

پشت كرد كه برود، حضرت، اين شعر شاعر را خواند:

*كمربند خويش را براى مرگ محكم كن

*    كه مرگْ تو را ديدار خواهد كرد.

*از مرگ، آن‏گاه كه بر تو فرود آيد

*    بى‏تابى مكن و مهراس.

*آن‏گونه كه روزگارْ تو را خندانده است

*    همچنين خواهد گرياند. 1     

2914.الإرشاد ـ به نقل از معلّى بن زياد ـ: عبد الرحمان بن ملجم
ملعون به نزد اميرمؤمنان آمد و از او مى‏خواست كه مَركب برايش مهيّا
سازد و گفت: اى اميرمؤمنان! مرا سواره ساز.

امير مؤمنان به او نگاه كرد و سپس فرمود: «تو عبدالرحمان بن ملجم
مرادى هستى؟».

گفت: آرى.

فرمود: «تو عبد الرحمان بن ملجم مرادى هستى؟».

گفت: آرى.

فرمود: «اى غزوان! او را بر اسب اشقر (سرخ مايل به زرد) سوار
كن».

او اسب سرخ رنگى آورد كه ابن ملجم مرادى بر آن سوار شد و
عنان آن را گرفت. چون برگشت كه برود، على عليه السلام [با تمثّل به شعر شاعر
عرب [فرمود:

*«من بخشش بر او را مى‏خواهم و او قتل مرا مى‏خواهد

*    
براى دوست خودت، مرادى، عذرخواهى بياور!».    

چون ماجراى او اتّفاق افتاد و بر امير مؤمنان ضربت زد، در حالى‏كه از
مسجد بيرون رفته بود، دستگير شد. او را نزد امير مؤمنان آوردند.
حضرت فرمود: «به خدا


الإرشاد: 1/11، روضة الواعظين: 147، شرح الأخبار:
2/291/607.

/ 344