دانش نامه امیر المؤمنین علیه السلام بر پایه قرآن، حدیث و تاریخ جلد 7

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

دانش نامه امیر المؤمنین علیه السلام بر پایه قرآن، حدیث و تاریخ - جلد 7

مؤلفان: محمد محمدی ری شهری، محمدکاظم طباطبایی، محمود طباطبائی نژاد؛ مترجمان: عبدالهادی مسعودی، مهدی مهریزی، ابوالقاسم حسینی، جواد محدثی، محمدعلی سلطانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

خداوند را حمد و ثنا گفت. سپس به نماز ايستاد و همچنان در
ركوع و سجود و نيايش و ناليدن به درگاه خداى سبحان بود، زياد داخل
و خارج مى‏شد و به آسمان مى‏نگريست، ناآرام بود و نالان...

آن شب همواره در حال قيام و قعود و ركوع و سجود بود. دم به دم
بيرون مى‏رفت، نگاهش را به آسمان مى‏انداخت، به ستارگان
مى‏نگريست و مى‏گفت: «به خدا كه نه دروغ گفته‏ام و نه به من دروغ
گفته‏اند. اين همان شبِ موعود است!». دوباره به عبادتگاه خويش
برمى‏گشت و مى‏گفت: «خدايا! مرگ را بر من مبارك گردان» و بسيار «إنا
للّه‏ وإنا إليه راجعون» و «لا حول ولا قوة إلاّ باللّه‏ العلى العظيم» مى‏گفت و
بر پيامبر صلي الله عليه و آله و دودمانش درود مى‏فرستاد و زياد استغفار مى‏كرد.

چون ديدم كه ايشان بى‏تاب و نالان است و بسيار ذكر و استغفار
مى‏گويد، آن شب همراه او خوابم نبرد. گفتم: پدر! چرا امشب
نمى‏خوابى؟

فرمود: «دخترم! پدرت دلاوران را كشته و به صحنه‏هاى خطر وارد شده
و هرگز نهراسيده است و هيچ شبى مثل امشب، رعب و هراس در دلم
نيفتاده است». سپس گفت: «إنا للّه‏ وإنا إليه راجعون!».

گفتم: پدر! چرا از اوّل امشب، خبر از مرگ مى‏دهى؟

فرمود: «دخترم! اجلْ نزديك شده و آرزو بريده است».

اُمّ كلثوم گويد: گريستم.

فرمود: «دخترم! گريه مكن. اين سخن را جز به‏دليل عهد و سخنى
كه پيامبر صلي الله عليه و آله با من فرموده است، نگفتم».

سپس لَختى سر بر زانو نهاد و چُرت زد. چون چشم گشود، گفت:
«دخترم! وقتى هنگام اذانْ نزديك شد، خبرم كن». دوباره به نماز و دعا
و نيايش به درگاه خداى متعال پرداخت كه از اوّل شب، همين حالت را
داشت.

/ 344