دانش نامه امیر المؤمنین علیه السلام بر پایه قرآن، حدیث و تاریخ جلد 7

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

دانش نامه امیر المؤمنین علیه السلام بر پایه قرآن، حدیث و تاریخ - جلد 7

مؤلفان: محمد محمدی ری شهری، محمدکاظم طباطبایی، محمود طباطبائی نژاد؛ مترجمان: عبدالهادی مسعودی، مهدی مهریزی، ابوالقاسم حسینی، جواد محدثی، محمدعلی سلطانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

امام حسن عليه السلام سر او را بر دامن گرفت. ديد كه از هوش رفته است. در
آن لحظه به شدّت گريست و شروع كرد به بوسيدن چهره و بين دو
چشم و جايگاه سجده پدرش. قطراتى از اشك ديدگانش بر صورت
اميرمؤمنان چكيد. ديدگان را گشود و او را گريان ديد. فرمود: «پسرم!
اين گريه چيست؟ پسرم! از اين روز به بعد، بر پدرت نگران نباش.
اينك اين جدّت محمّد مصطفى است و اينها خديجه و فاطمه و
حوريان بهشتى‏اند كه همه حلقه زده و منتظر قدوم پدرت هستند.
راحت و آسوده باش و چشمت روشن باد! دست از گريه بدار كه
صداى ناله فرشتگان به آسمان بلند است. فرزندم! بر پدرت بى‏تابى
مى‏كنى، در حالى كه فردا پس از من مسموم و مظلوم، كشته خواهى شد
و برادرت همين‏گونه با شمشير كشته خواهد شد و به جدّ و پدر و
مادرتان مى‏پيونديد؟». 1

2938.تاريخ الطبرى ـ به نقل از محمّد بن حنفيّه ـ: به خدا
سوگند، من نيز در آن شبى كه على عليه السلام در مسجد بزرگ كوفه ضربت
خورد، نماز مى‏خواندم، در بين مردان بسيارى از اهل شهر، كه نزديك
طاق نماز مى‏خواندند و همگى در حال قيام و ركوع و سجود بودند و
از اوّل شب تا آخر آن خسته نمى‏شدند، كه على عليه السلام براى نماز صبح
خارج شد. ندا مى‏داد: «اى مردم، نماز! نماز!». نمى‏دانم از زير آن طاق
بيرون آمد و اين سخنان را گفت يا نه! چشمم به درخششى افتاد و
شنيدم كه: حكومت از آنِ خداست، اى على، نه براى تو و نه براى
يارانت!

شمشيرى ديدم و شمشير ديگرى، و آن‏گاه شنيدم كه على عليه السلام مى‏گفت:
«اين مرد از چنگتان نگريزد!».

مردم از هر سو به طرف او حمله آوردند. چيزى نگذشت كه ابن ملجم
دستگير شد و او را نزد على عليه السلام آوردند. من نيز همراه مردم وارد شدم.
شنيدم كه على عليه السلام


بحارالأنوار: 42/281.

/ 344