دانش نامه امیر المؤمنین علیه السلام بر پایه قرآن، حدیث و تاریخ جلد 7

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

دانش نامه امیر المؤمنین علیه السلام بر پایه قرآن، حدیث و تاریخ - جلد 7

مؤلفان: محمد محمدی ری شهری، محمدکاظم طباطبایی، محمود طباطبائی نژاد؛ مترجمان: عبدالهادی مسعودی، مهدی مهریزی، ابوالقاسم حسینی، جواد محدثی، محمدعلی سلطانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

فرمود: «اين پيامبر خداست، و برادرم جعفر، و عمويم حمزه.
درهاى آسمانْ گشوده است و فرشتگاه فرود مى‏آيند و بر من سلام و
بشارت مى‏دهند و اين، فاطمه است كه حوريان زيباروى بر گِرد اويند و
اينها منزل‏هاى من در بهشت است. "لِمِثْلِ هذَا فَلْيَعْمَلِ الْعَامِلُونَ؛ 1 براى چنين پاداشى عمل كنندگانْ عمل كنند"». 2

2978.بحار الأنوار ـ به نقل از محمّد حنفيّه ـ: چون شب بيست و
يكم شد و شب تاريك گشت ـآن شب، دومين شب حادثه بود پدرم
فرزندان و خانواده خود را جمع كرد و با آنان خداحافظى نمود... سپس
آب و غذا آورديم. چيزى ننوشيد. به لب‏هايش نگاه كرديم، به ذكر خدا
مشغول بود. پيشانى‏اش عرق مى‏كرد و او با دست خود آن را پاك
مى‏كرد. گفتم: پدر! مى‏بينم كه دست بر پيشانى مى‏كشى.

فرمود: «پسرم! از جدّت پيامبرخدا شنيدم كه مى‏فرمود: "هرگاه مرگ
مؤمن فرا رسد و وفاتش نزديك شود، پيشانى‏اش عرق مى‏كند و مثل
لؤلؤ تَر و تازه مى‏شود و ناله‏اش آرام مى‏گيرد"».

سپس فرمود: «اى ابو عبد اللّه‏! اى عون!». سپس همه فرزندانش، كوچك
و بزرگ را به اسم، يكى پس از ديگرى صدا كرد. با همه خداحافظى
مى‏كرد و مى‏فرمود: «خداوند، جانشين من بر شما خواهد بود. از شما
خداحافظى مى‏كنم». و آنان مى‏گريستند.

حسن عليه السلام گفت: پدر! چه چيزْ تو را به گفتن اين سخنان وا داشت؟

فرمود: «پسرم! يك شب پيش از اين حادثه، جدّت پيامبر خدا را در
خواب ديدم. به او از اين خوارى و آزارى كه از امّتش كشيدم، شكايت
كردم. فرمود: "نفرينشان كن". گفتم: خداوندا! بدتر از مرا جايگزين من
در ميان آنان كن و بهتر از


1 - 
صافّات، آيه 61.

2 - 
ربيع الأبرار: 4/208.

/ 344