دانش نامه امیر المؤمنین علیه السلام بر پایه قرآن، حدیث و تاریخ جلد 7

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

دانش نامه امیر المؤمنین علیه السلام بر پایه قرآن، حدیث و تاریخ - جلد 7

مؤلفان: محمد محمدی ری شهری، محمدکاظم طباطبایی، محمود طباطبائی نژاد؛ مترجمان: عبدالهادی مسعودی، مهدی مهریزی، ابوالقاسم حسینی، جواد محدثی، محمدعلی سلطانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

عبد الحميد بن ابى الحديد در شرح نهج البلاغة 1 از ابو الفرج اصفهانى نقل كرده است كه : احمد بن عيسى، از
حسين بن نصر، از زيد بن معدّل، از يحيى بن شعيب، از ابو مِخنَف، از
فضل بن جريح، از اسود كِندى واجلح نقل كرده كه اين دو گفته‏اند:
على عليه السلام در حالى كه 64 سال داشت، در سال چهلم هجرى، شب 21 ماه
رمضان درگذشت. فرزندش حسن بن على عليهما السلام و عبد اللّه‏ بن عبّاس او را
غسل دادند. در سه جامه كه پيراهن در بين آنها نبود، كفن شد. فرزندش
حسن عليه السلام بر او نماز خواند و پنج تكبير گفت و در رُحبه، نزديك درهاى
قبيله كِنده، هنگام نماز صبح به خاك سپرده شد. اين روايت ابو مِخنَف
است.

ابوالفرج گفته است: روايت كرده است مرا احمد بن سعيد، از يحيى بن
حسن علوى، از يعقوب بن يزيد، از ابن ابى عُمَير، از حسن بن على
خلاّل، از جدّش كه گفت: به حسين بن على عليهما السلام گفتم: اميرمؤمنان را كجا
دفن كرديد؟ فرمود: «او را شبانه از خانه‏اش بيرون آورديم، تا آن كه به
منزل اشعث گذشتيم و از آن‏جا او را به‏سوى پشت كوفه نزديك غَرّى
برديم».

مجلسى گويد: اين روايت، درست است و عمل هم بر طبق همين
است. در گذشته نيز گفتيم كه فرزندان مردم بهتر از ديگران و بيگانگان
قبر پدرانشان را مى‏شناسند. همين قبرى كه در غَرّى است، همان است
كه فرزندان على عليه السلام از ديرباز تاكنون زيارت مى‏كردند و مى‏گفتند: اين
قبر پدر ماست. هيچ‏كس از شيعه و ديگران در اين موضوع ترديدى
ندارند. يعنى فرزندان على عليه السلام از نسل امام حسن و امام حسين عليهما السلام و جز
اين دو از گذشتگان و متأخّران، جز اين قبر را زيارت نمى‏كردند و جز
بر اين آستان نمى‏ايستادند.


شرح نهج‏البلاغة:
6/122.

/ 344