دانش نامه امیر المؤمنین علیه السلام بر پایه قرآن، حدیث و تاریخ جلد 8

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

دانش نامه امیر المؤمنین علیه السلام بر پایه قرآن، حدیث و تاریخ - جلد 8

مؤلفان: محمد محمدی ری شهری، محمدکاظم طباطبایی، محمود طباطبائی نژاد؛ مترجمان: عبدالهادی مسعودی، مهدی مهریزی، ابوالقاسم حسینی، جواد محدثی، محمدعلی سلطانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

بيان فضايل و سخن گفتن از خويش ياد كرديم، فضايى
بود كه در آن، امام عليه السلام از خود سخن گفت.

زندگى على عليه السلام واقعا شگفت‏انگيز است. روزگار وى انباشته از
درس و تاريخش پُر از پند است. شخصيتى كه با درخشندگى و از فرازْ
پرتوافشانى مى‏كند، مردى چنان استوار و پا برجا، مؤمنى كه ايمانش او
را در مرتبه‏اى بس والا نشانده است و در برترى و جلالت، ستارگان نيز
به پايش نمى‏رسند، و... شخصيتى چون او كه در جايگاه همه اين
بزرگى‏هاست، امّا فضايى آلوده به تبليغات ناروا او را فرا گرفته، بعد از
رُبع قرنْ دورى از مركز قدرت، اكنون كه زمام امور را به دست گرفته، در
نظر نسل جديدى كه به وى چشم دوخته‏اند، چگونه مى‏نمايد؟ و
چه‏طور موقعيّت خود را در ذهن و فكر آنان به دست مى‏آورد؟ پرسش
اصلى اين است.

مطالعه زندگى سراسر نور و تلاش و حركت على عليه السلام نشان مى‏دهد
كه وى با همه درخشندگى‏اى كه در روزگار پيامبر اكرم در جنگ‏هاى
بزرگ و پيروزى‏هاى درخشان داشت، هرگز از خويش چيزى نگفت؛
امّا پس از آن كه پيامبر اكرم به رفيق اعلى پيوست، در همان روزهاى
آغازين ـ كه شاهد دگرگونى حاكميت و چرخش زندگى سياسى از
اصول خود بود ـ، به بيان سابقه درخشان خويش در اسلام پرداخت و
در هر جا از حقّ خود سخن گفت تا احقاق حق كند و حقيقت را
بنماياند و از پايگاه امامت دفاع كند.

افسوس كه تلاش على عليه السلام نتيجه‏اى نداد و خلافت، جز در موارد
استثنايى و نادر، مسير ديگرى در پيش گرفت و امام عليه السلام براى ساليانى
چند از عمر خود، به سكوتى هولناك پناه جُست و از حقّ خود دست
شست و در سخنانى دردناك چنين گفت:

شكيبايى كردم، در حالى كه در ديده‏ام خار و در گلويم استخوان بود.
1



ر.ك: ج 9، ص 191 (شكيبايى با خار در چشم).

/ 458