دانش نامه امیر المؤمنین علیه السلام بر پایه قرآن، حدیث و تاریخ جلد 8

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

دانش نامه امیر المؤمنین علیه السلام بر پایه قرآن، حدیث و تاریخ - جلد 8

مؤلفان: محمد محمدی ری شهری، محمدکاظم طباطبایی، محمود طباطبائی نژاد؛ مترجمان: عبدالهادی مسعودی، مهدی مهریزی، ابوالقاسم حسینی، جواد محدثی، محمدعلی سلطانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

با وى، گروهى از يارانش نيز برخاستند و گفتند: اى امير مؤمنان!
با او به ما هم خبر بده.

فرمود: «مى‏ترسم كه دلِ شما تاب آن را نياورد».

گفتند: چرا اى امير مؤمنان؟

فرمود: «به دليل كارهايى كه از بسيارى از شما براى من آشكار شده
است».

مالك اشتر برخاست و گفت: اى امير مؤمنان! ما را از اين موضوع،
آگاه كن. سوگند به خدا، ما مى‏دانيم كه بر روى زمين، وصىّ پيامبرى جز
تو وجود ندارد و مى‏دانيم كه خداوند، بعد از پيامبرمان، هيچ پيامبرى را
برنمى‏انگيزد و پيروى از تو بر گردن ماست و به پيروى از پيامبرمان گره
خورده است.

پس على عليه السلام نشست و به يهودى رو كرد و فرمود: «اى برادر يهود!
خداوند در زندگى پيامبرمان محمّد صلي الله عليه و آله مرا در هفت جا آزمود و
ـبى‏آن‏كه خود را بستايم، مرا به لطف خود در آن‏جاها مطيع يافت».

گفت: در كجا و كجا، اى امير مؤمنان؟

فرمود: «امّا نخستين آن جاها، زمانى بود كه خداوند به پيامبرش
وحى كرد و پيامبرى را بر عهده‏اش گذاشت و من، كوچك‏ترين كسانِ
خانواده‏ام بودم كه در منزلش به وى خدمت مى‏كردم و براى انجام دادن
كارهايش تلاش مى‏كردم. وى كوچك و بزرگ خاندان عبد المطّلب را
براى گواهى به اين‏كه خدايى جز خداى واحد نيست و او پيامبر
خداست، فراخوانْد. از اين گواهى، سر برتافتند و منكرش شدند،
تركش كردند و او را به كنارى نهادند، تنهايش گذاشتند و از او دورى
كردند. و ديگر مردم از او كناره مى‏جستند و مخالف او بودند و آنچه كه
او برايشان آورده بود، سنگين شمردند؛ چيزى كه دل‏هايشان تاب آن را
نياورد و خِرَدهايشان آن را درك نكرد و تنها من با سرعت، فرمانبرانه و
با يقين به آنچه كه بدان فرامى‏خوانْد،

/ 458