دانش نامه امیر المؤمنین علیه السلام بر پایه قرآن، حدیث و تاریخ جلد 8

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

دانش نامه امیر المؤمنین علیه السلام بر پایه قرآن، حدیث و تاریخ - جلد 8

مؤلفان: محمد محمدی ری شهری، محمدکاظم طباطبایی، محمود طباطبائی نژاد؛ مترجمان: عبدالهادی مسعودی، مهدی مهریزی، ابوالقاسم حسینی، جواد محدثی، محمدعلی سلطانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

على عليه السلام فرمود: «و امّا هفتمى، اى برادر يهود! هنگامى كه پيامبر
خدا به فتح مكّه روى آورد، دوست داشت همان‏گونه كه در آغازْ دعوت
كرد، بار ديگر عذرشان را بپذيرد و آنان را به سوى خداىبخواند.
بنابراين، نامه‏اى به سوى آنان نوشت و آنان را هشدار داد و از عذاب
الهى ترسانْد و گذشت را به آنان وعده داد و به بخشش پروردگارشان
اميد داد و در پايان نامه، سوره برائت را نوشت تا بر آنان خوانده شود.
آن‏گاه به همه ياران خود پيشنهاد كرد كه آن را اجرا كنند. همه آنان از اين
كار، احساس سنگينى كردند. وقتى چنين ديد، يك نفر از آنان را برگزيد
و فرستاد.

جبرئيل آمد و گفت: اى محمّد! مسئوليت تو را جز تو و يا كسى از
كسان تو انجام نمى‏دهد.

پيامبر خدا مرا به اين موضوع، آگاه كرد و با نوشته و نامه‏اش مرا به
سوى مكّيان فرستاد. به مكّه آمدم و مردم مكّه را كه مى‏شناسيد. هر يك
از آنان، كه اگر مى‏توانست هر تكّه‏اى از بدن مرا بر سر كوهى قرار دهد،
چنين مى‏كرد، گرچه در اين راه، خود، كسان، فرزندان و اموالش را فدا
مى‏كرد.

من پيام پيامبر صلي الله عليه و آله را به آنان رساندم و نامه‏اش را خواندم. همه آنان با
تهديد و خط و نشان كشيدن، با من روبه‏رو شدند و كينه خود را به من
نشان دادند و از مردان و زنانشان دشمنى ظاهر شد و كار مرا در اين
مورد ديديد».

آن‏گاه رو به ياران خود كرد و فرمود: «آيا اين‏چنين نبود؟».

گفتند: چرا، اى امير مؤمنان!

آن‏گاه فرمود: «اى برادر يهود! اين جاها مواردى بود كه خداوند در
حضور پيامبر صلي الله عليه و آله مرا آزمود و به لطف خود، در همه آنها مرا فرمانبر
يافت. هيچ‏كس را در اين كارها، آنچه براى من است، نبود، و اگر
مى‏خواستم، توضيح مى‏دادم؛ امّا خداونداز خودستايى پرهيزانده
است».

/ 458