دانش نامه امیر المؤمنین علیه السلام بر پایه قرآن، حدیث و تاریخ جلد 8

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

دانش نامه امیر المؤمنین علیه السلام بر پایه قرآن، حدیث و تاریخ - جلد 8

مؤلفان: محمد محمدی ری شهری، محمدکاظم طباطبایی، محمود طباطبائی نژاد؛ مترجمان: عبدالهادی مسعودی، مهدی مهریزی، ابوالقاسم حسینی، جواد محدثی، محمدعلی سلطانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

ديدم كه اختيار بى‏تابى خود را نداشتند و بر
خود مسلّط نبودند و از تحمّل بار گرانى كه بر آنان رسيده، ناتوان بودند.
بى‏تابى، شكيبايى آنان را از بين برده بود و خِرَدشان را حيران ساخته بود
و مانع درك و فهماندن و گفتن و شنواندن آنان شده بود. و ديگران از
غير خاندان عبد المطّلب، يا تسليت‏گو و خواستار شكيبايى بودند و يا
همراهى كننده، كه بر گريه خاندان پيامبر صلي الله عليه و آله مى‏گريستند و بر بى‏تابى
آنان، بى‏تابى مى‏كردند.

در هنگام مرگ او (پيامبر صلي الله عليه و آله )، بردبارى را با سكوت، بر خود هموار
كردم و به دستورى كه به من درباره آماده سازى، غسل، حنوط، كفن،
نماز گزاردن بر او، دفن وى و گِردآورى كتاب خدا و عهد خدا بر
بندگانش داده بود، مشغول شدم. نه ريزش اشك، مرا از اين كار
بازداشت و نه هيجان ناله‏ها، نه گزشِ سوز و نه فراوانى مصيبت، تا آن
كه در اين خصوص، حقّ واجب خدا و پيامبرش را كه بر گردنم بود، ادا
كردم و آنچه كه مرا بدان فرمان داده بود، رساندم و با صبر و به حساب
خدا گذاردن، آن را تحمّل كردم».

آن‏گاه، امير مؤمنان به يارانش رو كرد و فرمود: «آيا اين چنين
نبود؟».

گفتند: چرا، اى امير مؤمنان!

على عليه السلام فرمود: «امّا دومى، اى برادر يهود! پيامبر خدا در زمان
حياتش مرا بر همه امّتش فرمانروا ساخت و از همه آنان كه بودند، براى
فرمانبرى از دستورهاى من و گوش دادن به سخنان من بيعت گرفت و
به حاضرانْ فرمان داد كه به غايبان برسانند. هر زمان كه در حضور
پيامبر صلي الله عليه و آله بودم، من از طرف وى دستورهايش را به آنها ابلاغ مى‏كردم و
هرگاه از پيامبر صلي الله عليه و آله جدا مى‏شدم، بر كسانى كه با من بودند، امير بودم و
هرگز فكر نمى‏كردم در زمان حيات پيامبر و يا بعد از مرگش كسى در
فرمانروايى با من مخالفت كند.

آن‏گاه پيامبر خدا در هنگام بيمارى‏اش كه منجر به وفاتش شد،
دستور به

/ 458