دانش نامه امیر المؤمنین علیه السلام بر پایه قرآن، حدیث و تاریخ جلد 8

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

دانش نامه امیر المؤمنین علیه السلام بر پایه قرآن، حدیث و تاریخ - جلد 8

مؤلفان: محمد محمدی ری شهری، محمدکاظم طباطبایی، محمود طباطبائی نژاد؛ مترجمان: عبدالهادی مسعودی، مهدی مهریزی، ابوالقاسم حسینی، جواد محدثی، محمدعلی سلطانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

خاندان عبد المطّلب
گفتگويى كنند و يا ما را در رأى، مشاركت دهند و يا براى بيعتى كه از
من بر گردنشان بود، طلب فسخ كنند.

در حالى چنين كارى را كردند كه من دست‏اندر كار كار پيامبر خدا
بودم و به خاطر تجهيز وى، از همه كارها بازمانده بودم؛ چون تجهيز
پيامبر خدا، مهم‏ترينِ كارها و سزاوارترينِ آنها بود.

و اى برادر يهود! اين كار (غصب خلافتم)، بزرگ‏ترين زخمى بود
كه بر دل من زده شد، با آن حالى كه من دچارش بودم، از جهت بزرگى
مصيبت و فاجعه بار بودن حادثه و از دست دادن كسى كه جز خدا،
كسى جايش را نمى‏گرفت. من بر اين مصيبت (غصب خلافتم)،
شكيبايى كردم كه پس از مصيبت ديگر (رحلت پيامبر صلي الله عليه و آله ) با نزديكى و
سرعت آمد».

آن‏گاه، رو به يارانش كرد و فرمود: «آيا اين چنين نبود؟». گفتند: چرا،
اى اميرمؤمنان!

على عليه السلام فرمود: «امّا سومى، اى برادر يهود! حاكمِ بعد از پيامبر صلي الله عليه و آله ، در
تمام دوران حاكميتش، مرا كه مى‏ديد، عذر مى‏خواست و ديگران را به
خاطر آن حقّى كه از من سلب كرده بود و بيعتم را نقض نموده بود،
سرزنش مى‏كرد و از من مى‏خواست كه حلالش كنم.

من هم مى‏گفتم: روزگارش به پايان مى‏رسد و آن‏گاه، حقّى كه خدا
برايم قرار داد، با خوبى و خوشى به من باز مى‏گردد، بدون آن كه در راه
گرفتن حقّم با درگيرى، حادثه‏اى در اسلام (به خاطر جديد بودن اسلام
و نزديكى به دوران جاهليت) به‏وجود آيد و در گرفتن حقّم كسى پاسخ
"آرى" بگويد و كس ديگرى پاسخ "نه" بدهد و جريان از سخن به عمل
بكشد.

و گروهى از خواص ياران محمّد صلي الله عليه و آله كه آنها را به خيرخواهى براى
خدا، پيامبرش، كتابش و دين او (اسلام) مى‏شناسم، همواره نزد من،
آشكار و نهان، در

/ 458