دانش نامه امیر المؤمنین علیه السلام بر پایه قرآن، حدیث و تاریخ جلد 8

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

دانش نامه امیر المؤمنین علیه السلام بر پایه قرآن، حدیث و تاریخ - جلد 8

مؤلفان: محمد محمدی ری شهری، محمدکاظم طباطبایی، محمود طباطبائی نژاد؛ مترجمان: عبدالهادی مسعودی، مهدی مهریزی، ابوالقاسم حسینی، جواد محدثی، محمدعلی سلطانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

رفت و آمد بودند و مرا به گرفتن حقّم
فرامى‏خواندند و جانشان را در راه يارى من نثار مى‏كردند تا حقّ بيعتى
را كه برگردنشان داشتم، ادا كنند؛ امّا من مى‏گفتم: آرام باشيد و كمى صبر
كنيد. شايد خداوند، بدون درگيرى و خونريزى، حقّم را بازگردانَد.

بسيارى از مردم، پس از مرگ پيامبر صلي الله عليه و آله دو دل شدند، و كسانى كه
اهليّت نداشتند، به طمعِ حكومت پس از وى افتادند و هر گروهى گفت:
"امير از ما باشد"، و گويندگان اين سخن، آرزويى نداشتند، جز آن كه
كسى غير از من، حكومت را به‏دست بگيرد.

هنگامى كه مرگ حاكم اوّل فرا رسيد و روزگارش پايان يافت،
حكومتِ پس از خود را براى يارش قرار داد. اين هم نظير آن بود و
نسبت به من، مثل قبلى بود و هر دو حقّى را از من غصب كردند كه
خداوند براى من قرار داده بود.

برخى ياران محمّد صلي الله عليه و آله ، كسانى كه درگذشته‏اند و يا زنده‏اند و
خداوند، مرگشان را به تأخير انداخته است، گرد آمدند و در اين باره،
همان سخنى را كه درباره نظيرش گفته بودند، به من گفتند و پاسخ دوم
من، افزون بر پاسخ اوّلم نبود.

با شكيبايى و به حساب خدا گذاشتن و يقين و دلسوزى به اين‏كه
جمعى (اجتماعى) كه پيامبر خدا گاه با نرمى و گاه با تندى، زمانى با
ترساندن و گاه با شمشير به هم آورده بود، از بين نرود، به‏گونه‏اى كه
برخى از "مؤلّفة قلوبهم" در كرّ و فرّ، سيرى و سيرابى و پوشش و
دارايى، و برخوردار از زيرانداز و روانداز بودند، حالْ آن كه ما كسان
محمّد صلي الله عليه و آله ، خانه‏هايمان بى‏سقف بود و جز برگ درخت خرما و امثال
آن، چيزى به عنوان در و پرده نداشت. نه زيرانداز داشتيم و نه رواندازى
برايمان بود. در نماز، يك لباس، بين اكثر ما دست به دست مى‏گشت.
روزها و شب‏هاى سالمان مى‏گذشت و گاه پيش مى‏آمد كه از آنچه خدا
براى ما "فَى‏ء" 1 قرار داده بود


اشاره به آيه 7 سوره حشر دارد كه در آن‏جا فى‏ء براى‏گروهى‏از جمله
ذى‏القربى قرارداده شده‏است. (م)

/ 458