دانش نامه امیر المؤمنین علیه السلام بر پایه قرآن، حدیث و تاریخ جلد 8

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

دانش نامه امیر المؤمنین علیه السلام بر پایه قرآن، حدیث و تاریخ - جلد 8

مؤلفان: محمد محمدی ری شهری، محمدکاظم طباطبایی، محمود طباطبائی نژاد؛ مترجمان: عبدالهادی مسعودی، مهدی مهریزی، ابوالقاسم حسینی، جواد محدثی، محمدعلی سلطانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

خويشاوندى و دامادى او و نَسَب مرا ياد
نكرد، حالْ آن كه هيچ‏كدام از آنان، سابقه‏اى چون سابقه من نداشتند و
از جاى پايى چون جاى پاى من، برخوردار نبودند، و كار را بين ما بر
اساس شورا قرار داد و فرزندش را در اين كار، حاكم بر ما برگزيد و
دستور داد كه اگر فرمانش را به‏كار نگيرند، گردن شش نفرى كه
حاكميت را در بين آنان قرار داده بود، بزند! اى برادر يهود! براى صبور
بودن، صبر بر اين امر، بسنده است.

افراد شورا، چند روزْ درنگ كردند، تا پايان مهلت، و هر كدام،
حاكميت را براى خود مى‏خواستند و من از اين كه از حاكميتم پرسش
شود، خوددارى مى‏ورزيدم. سپس از روزگار خودم و روزگار آنان، و از
نقش خود و آنان، با آنان محاجّه كردم و آنچه را كه بدان ناآگاه نبودند و
دلايلى را كه بر استحقاق من و نه آنان به خلافتْ دلالت مى‏كرد،
برايشان توضيح دادم و پيمانى را كه پيامبر خدا از آنان گرفته بود و
تأكيدى را كه نسبت به بيعت من ـكه بر عهده‏شان بود داشت، به يادشان
آوردم؛ امّا رياستْ دوستى و علاقه به سيطره عملى و زبانى در امر و
نهى، دلبستگى به دنيا و پيروى از گذشتگانشان، آنان را به در دست
گرفتن آنچه كه خدا برايشان قرار نداده بود، كشانْد.

و وقتى با يكى از آنان تنها شدم، ايّام الهى را به يادش آوردم و از
آنچه كه بدان اقدام كرده بود و در آن مسير، گام بر مى‏داشت، برحذرش
داشتم. از من اين شرط را خواست كه حكومت را پس از خود، به او وا
گذارم؛ ولى وقتى كه نزد من جز راه روشن و وادار كردن جامعه بر طبق
كتاب خداى و وصيّت پيامبر صلي الله عليه و آله ، و دادن به هركدام از آنان آنچه را كه
خدا برايش مقرّر داشته است و بازداشتن وى از آنچه كه خدا از آن
بازش داشته است، نديد، حكومت را از من به نفع عثمان پسر عفّان
تغيير داد، به‏خاطر طمعى كه در وى براى خلافت خودش داشت.

و پسر عفّان، مردى بود كه نه نسبت به وى و نه به هيچ‏كدام از آنان
كه با او بودند،

/ 458