دانش نامه امیر المؤمنین علیه السلام بر پایه قرآن، حدیث و تاریخ جلد 8

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

دانش نامه امیر المؤمنین علیه السلام بر پایه قرآن، حدیث و تاریخ - جلد 8

مؤلفان: محمد محمدی ری شهری، محمدکاظم طباطبایی، محمود طباطبائی نژاد؛ مترجمان: عبدالهادی مسعودی، مهدی مهریزی، ابوالقاسم حسینی، جواد محدثی، محمدعلی سلطانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

شگفتْ آن كه هنگامى كه ديد پروردگار ـتبارك و تعالى حقّ مرا
به خودم برگردانْد و او را در جاى خود، مستقر كرد و طمعش را ـ از
اين‏كه در دين خدا فرد چهارم باشد و در امانتى كه آن را بر دوش
كشيديم، حاكم گردد ـ قطع كرد، به گنهكار فرزند عاص، روى آورد و از
او دلجويى كرد و او هم به طرفش متمايل شد و پس از آن‏كه طمع مصر
را در او افكند، به او روى آورد. بر او گرفتن درهمى بيش از حقّ
خودش از بيت المال، حرام است و بر شهروندان، رساندن درهمى
بيش از حقّ وى به او حرام است. آن‏گاه، به ظلم، به نابودى شهرها آغاز
نمود و با بدرفتارى به لگدكوبى آنها پرداخت. هركس با او بيعت كرد،
خشنودش ساخت و هر كس با او مخالفت كرد، قصد او كرد.

آن‏گاه، بيعت شكنانه به سوى ما حركت كرد و در شرق و غرب و
شمال و جنوب كشور به غارت پرداخت. خبرها به من مى‏رسيد و
گزارش‏هاى اين امور، نزد من آورده مى‏شد. اعور ثقيف (مغيرة بن
شعبه) نزد من آمد و به من پيشنهاد كرد كه او (معاويه) را در شهرهايى
كه او آن‏جاست، ولايت دهم تا طبق آنچه كه او را حاكم گردانيدم، اداره
كند و در امور دنيا نظرى كه وى بدان سفارش كرد، درست بود، اگر در
فرمانروايى او در پيشگاه خدا، عذرى مى‏يافتم و در نزد خودم هم براى
آن توجيهى پيدا مى‏كردم.

نظرم را به وى گفتم و با كسى كه به خيرخواهى او براى خداى و
پيامبر خدا و مؤمنان اطمينان داشتم، مشورت كردم. نظر او درباره فرزند
جگرخوار، مانند نظر من بود. مرا از فرمانروا ساختن او نهى كرد و از
اين‏كه دست او را در كارهاى مسلمانان وارد كنم، برحذرم داشت و خدا
مرا نبيند كه از گم‏راهان، يارى جويم! 1

بنابراين، يك بار برادرى از قبيله بجيله و يك بار برادرى از اشعريان
را به سويش فرستادم كه هر دو روى به دنيا آوردند و در آنچه كه رضاى
معاويه بود، پيرو اميال او


به آيه 51 سوره كهف اشاره دارد.

/ 458