دانش نامه امیر المؤمنین علیه السلام بر پایه قرآن، حدیث و تاریخ جلد 8

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

دانش نامه امیر المؤمنین علیه السلام بر پایه قرآن، حدیث و تاریخ - جلد 8

مؤلفان: محمد محمدی ری شهری، محمدکاظم طباطبایی، محمود طباطبائی نژاد؛ مترجمان: عبدالهادی مسعودی، مهدی مهریزی، ابوالقاسم حسینی، جواد محدثی، محمدعلی سلطانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

شدند، و چون ديدم كه در شكستن
حرمت‏هاى الهى توسط او جز سركشى نيست، با پيروان بدرىِ
محمّد صلي الله عليه و آله و آنانى كه خداى از كار آنان خشنود و پس از بيعتشان از
آنان راضى شد و نيز با ديگر مسلمانان و مؤمنان شايسته، مشورت
كردم و نظر همه موافق نظر من بود در جنگ كردن با او و منع كردن وى
از آنچه كه در دست گرفته است.

من با يارانم به طرف او حركت كردم و در هر جا نامه‏هايم را و
فرستادگانم را به سويش گسيل مى‏داشتم و او را به بازگشت از آنچه كه
در آن است و وارد شدن در همراهى مردم با من دعوت مى‏كردم؛ ولى
او به من نامه‏هاى تحكّم‏آميز مى‏نوشت و آرزوهايى را براى من مطرح
مى‏كرد و شرط‏هايى را براى من مى‏گذاشت كه مورد رضايت خداى
و پيامبرش و مسلمانان نبود.

در پاره‏اى از نامه‏هايش به من، شرط مى‏كرد كه بعضى از كسانى از
خوبان ياران پيامبر صلي الله عليه و آله ، از جمله عمّار بن ياسر را تسليم او كنم. كجا مثل
عمّار هست؟! سوگند به خدا، ما را همراه پيامبر صلي الله عليه و آله ديدى و ما پنج نفر
نبوديم، جز آن كه او ششمِ آن بود، و چهار نفر نبوديم، جز آن‏كه او
پنجمىِ جمع بود. شرط مى‏كرد كه آنان را به وى تسليم كنم تا آنان را
بكشد و مصلوب سازد.

ادّعاى خونخواهى عثمان مى‏كرد و سوگند به خدا كه كسى جز او و
نظاير او از خاندانش (شاخه‏هاى درخت لعن شده در قرآن)، مردم را
عليه عثمان جمع نكرد و گِردشان نياورد.

وقتى كه به شرايطش در اين خصوص جواب ندادم، با طغيان و
سركشى كه در جانش شعله‏ور شده بود، با نفهم‏هاى بى‏خِرَد و بدون
بصيرت، بر من تهاجم كرد، كار را برايشان وارونه جلوه داد، و آنان از
وى پيروى كردند و از مال دنيا، آنچه را كه بدان آنان را به طرف خود
مى‏كشانَد، به ايشان بخشيد. با آنان منازعه كرديم و آنان را پس از
عذرآورى و پنددهى، به داورى خداى فراخوانديم و هنگامى كه اين

/ 458