دانش نامه امیر المؤمنین علیه السلام بر پایه قرآن، حدیث و تاریخ جلد 8

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

دانش نامه امیر المؤمنین علیه السلام بر پایه قرآن، حدیث و تاریخ - جلد 8

مؤلفان: محمد محمدی ری شهری، محمدکاظم طباطبایی، محمود طباطبائی نژاد؛ مترجمان: عبدالهادی مسعودی، مهدی مهریزی، ابوالقاسم حسینی، جواد محدثی، محمدعلی سلطانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

ناپاك‏زاده، تو را دشمن نمى‏دارد، و از ميان عجم‏ها، جز
شقى، و از بين زنان، جز زن سليطه، 1 تو را دشمن
نمى‏دارد".

و امّا چهل و پنجم، پيامبر خدا، در وقتى كه من چشمْ درد داشتم، مرا
خواست و بر چشم من، آب دهان ماليد و فرمود: "پروردگارا! گرمايَش
را در سرما و سرمايَش را در گرما قرار بده". سوگند به خدا، تا اين
ساعت، چشمم بيمار نشده است.

و امّا چهل و ششم، پيامبر خدا، به ياران و عموهايش فرمان به بستن
درها داد و به دستور خداوند، در خانه مرا به مسجد، باز گذاشت و
هيچ‏كس را منقبتى چون منقبت (فضيلت) من نيست".

و امّا چهل و هفتم، پيامبر خدا در وصيّتش مرا به پرداخت وام‏هايش
و انجام دادن تعهّداتش فرمان داد. گفتم: اى پيامبر خدا! تو مى‏دانى كه
من مالى ندارم. فرمود: "خدا تو را يارى مى‏رسانَد". تصميم بر پرداختن
چيزى از وام‏ها و يا تعهّداتش نگرفتم، جز آن كه خداوند، آن را براى
من آسان ساخت تا آن كه وام‏ها و وتعهّداتش را پرداختم، و شمردم؛
هشتاد هزار سكّه شد و مقدار كمى ماند كه به حسن، وصيّت كرده‏ام
آن را بپردازد.

و امّا چهل و هشتم، پيامبر خدا، روزى به خانه‏ام آمد و ما سه روز
بود كه غذا نخورده بوديم. فرمود: "اى على! آيا چيزى پيش تو هست؟".
گفتم: سوگند به آن كه تو را بزرگى بخشيد و به پيامبرى برگزيد كه از سه
روز پيش، من و همسرم و دو فرزندم چيزى نخورده‏ايم. پيامبر صلي الله عليه و آله
فرمود: "اى فاطمه! برو داخل اتاق، ببين چيزى پيدا مى‏كنى؟". گفت:
همين الان از آن‏جا بيرون آمدم. گفتم: اى پيامبر خدا! من وارد شوم؟
فرمود: "به نام خدا، داخل شو". وارد شدم، ناگهان يك سينى خرما و
يك


سلقلقيه كه در متن روايت آمده از ريشه
«السِّلق» به معناى گرگ است و آن را به سليطه معنا كرده‏اند؛ يعنى زنى گرگ‏وش و
پرخاشجو. البته بعضى از اهل لغت نظير طريحى در مجمع البحرين (2 / 866) آن را زنى
دانسته‏اند كه از دُبُر حيض مى‏شود. اين معنا جاى تأمّل دارد. (م)

/ 458