دانش نامه امیر المؤمنین علیه السلام بر پایه قرآن، حدیث و تاریخ جلد 8

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

دانش نامه امیر المؤمنین علیه السلام بر پایه قرآن، حدیث و تاریخ - جلد 8

مؤلفان: محمد محمدی ری شهری، محمدکاظم طباطبایی، محمود طباطبائی نژاد؛ مترجمان: عبدالهادی مسعودی، مهدی مهریزی، ابوالقاسم حسینی، جواد محدثی، محمدعلی سلطانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

آزادشدگان و پيروانشان را كه به حج آمده بودند
و از انصار، كسانى را كه امام حسين عليه السلام و خاندان او را مى‏شناختند، گِرد
آورد. آن‏گاه، كسانى را فرستاد و فرمود: «همه يارانِ پيامبر خدا را كه
معروف به صلاح و عبادت‏اند و امسال به حج آمده‏اند، برايم گِرد
آوريد».

در مِنا، در سرا پرده‏اى، بيش از هفتصد نفر، گِردآمدند كه اكثر آنان، از
تابعيان بودند و حدود دويست نفر از صحابيان پيامبر و از ديگران.

امام حسين عليه السلام در برابرشان به سخن ايستاد و خداوند را حمد و
ستايش كرد... تا آن كه گفت: «شما را به خدا سوگند، آيا مى‏دانيد كه
على بن ابى طالب عليه السلام ، برادر پيامبر خدا بود. هنگامى كه بين يارانش
پيمان برادرى بست، بين او و خودش پيمان برادرى بست و فرمود: "تو
برادرِ منى و من، برادر توام در دنيا و آخرت"؟

گفتند: به خدا، آرى.

فرمود: «شما را به خدا سوگند، آيا مى‏دانيد كه پيامبر خدا، زمين
محل مسجد و منزلش را خريد و مسجد را ساخت و سپس در آن‏جا ده
خانه ساخت كه نُه تاى آن از آنِ او بود و دهمى را در وسط آنها براى
پدرم معيّن كرد و سپس، همه راه‏هاى ورود به مسجد از خانه‏ها را
بست، جز راه ورودى او را، و در اين خصوص، پاره‏اى سخن گفتند و
پيامبر صلي الله عليه و آله فرمود: "من درهاى خانههاى شما را نبستم و درِ ورودى
خانه او را باز نگذاشتم؛ بلكه خداوند به من فرمان بستن در
خانههاى شما و گشودن در خانه او را داده است" و آن‏گاه، مردم را
بجز او از خوابيدن در مسجد، نهى كرد و او حتى در مسجد، جُنُب
مى‏شد و خانه او در خانه پيامبر خدا بود و براى پيامبر خدا فرزندانى
آورد و فرزندان پيامبر خدا از على عليه السلام بود؟».

گفتند: به خدا، آرى.

فرمود: «آيا مى‏دانيد كه عمر بن خطّاب، اصرار كرد تا روزنه‏اى به
مقدار يك

/ 458