دانش نامه امیر المؤمنین علیه السلام بر پایه قرآن، حدیث و تاریخ جلد 8

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

دانش نامه امیر المؤمنین علیه السلام بر پایه قرآن، حدیث و تاریخ - جلد 8

مؤلفان: محمد محمدی ری شهری، محمدکاظم طباطبایی، محمود طباطبائی نژاد؛ مترجمان: عبدالهادی مسعودی، مهدی مهریزی، ابوالقاسم حسینی، جواد محدثی، محمدعلی سلطانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

فكر مى‏كنم سه هزار تا باشد. ابن
عبّاس گفت: چرا نمى‏گويى نزديك به سيصد هزار تاست؟ 1

3835 .تفسير فرات: ابن عبّاس، كسى را ديد كه گِرد خانه خدا
مى‏چرخد و مى‏گويد: پروردگار من! من از على بن ابى طالب بيزارم!

ابن عبّاس گفت: مادرت به عزايت نشيند! نابود مى‏شدى و چنين
كارى نمى‏كردى! سوگند به خدا، على، داراى سوابقى است كه اگر يكى
از آنها بين ساكنان روى زمين تقسيم شود، براى همه آنان، كافى
است.

گفت: يكى از آنها را به من بگو.

گفت: امّا اولين آنها اين كه او همراه پيامبر خدا به سوى دو قبله نماز
گزارْد و با او مهاجرت كرد؛ و دومى آن كه هيچ بتى را پرستش نكرد.

گفت: اى ابن عبّاس! ديگر بگو كه من توبه كردم.

گفت: هنگامى كه پيامبر خدا مكّه را فتح كرد، بالاى كعبه، بتى يافت
كه مردم به جاى خدا او را مى‏پرستيدند. على به پيامبر خدا گفت: من
خود را تكيه‏گاه تو مى‏سازم و تو براى شكستن بت، بالاى دوش من
برو.

پيامبر خدا فرمود: «اگر امّت من تكيه‏گاه من قرار گيرند، به خاطر
سنگينى وحى، نمى‏توانند مرا بالا نگه دارند؛ ولى من تكيه‏گاه تو
مى‏شوم و تو روى دوش من بالا برو»، و پيامبر خدا تكيه‏گاه او شد و او
بالا رفت و بت را گرفت و بر سنگْ‏فرش حرم، پرتاب كرد كه تكّه تكّه
شد. آن‏گاه، على، روى زمين پريد و خنديد. پيامبر خدا فرمود: «چه
چيزى تو را به خنده انداخت؟». على گفت: در شگفتم كه روى زمين
افتادم و هيچ احساس درد نكردم.

پيامبر خدا فرمود: «چه‏طور احساس درد كنى، در حالى كه محمد
صلي الله عليه و آله تو را به دوش كشيد و جبرئيل عليه السلام ، تو را به زمين گذاشت؟».


المناقب:
33/3، كفاية الطالب: 252، تذكرة الخواصّ:

13 .

/ 458