دانش نامه امیر المؤمنین علیه السلام بر پایه قرآن، حدیث و تاریخ جلد 8

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

دانش نامه امیر المؤمنین علیه السلام بر پایه قرآن، حدیث و تاریخ - جلد 8

مؤلفان: محمد محمدی ری شهری، محمدکاظم طباطبایی، محمود طباطبائی نژاد؛ مترجمان: عبدالهادی مسعودی، مهدی مهریزی، ابوالقاسم حسینی، جواد محدثی، محمدعلی سلطانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

برادرزاده‏ات تندروى كردى.

عمّار ياسر گفت: اى ابو عبد اللّه‏! سوگندت مى‏دهم كه مبادا به حرف
آنهايى كه سابقه شان را ديده‏اى، گوش كنى. از شما مهاجران، كسى به
هلاكت نرسيد، تا آن كه «مؤلفة قلوبهم» 1 را در كارهايش وارد كرد.

زبير گفت: به خدا پناه مى‏برم از اين كه به حرف آنان گوش دهم.

عمّار گفت: سوگند به خدا اى ابو عبد اللّه‏! اگر همه مردم با على بن
ابى طالبْ مخالفت كنند، هرگز با او مخالفت نخواهم كرد و همواره
دستم در دست اوست؛ چون على، از زمانى كه خداوندْ پيامبرش را
مبعوث كرده است، همواره با حق بوده است و من گواهى مى‏دهم كه بر
هيچ كس روا نيست كه كسى را بر او مقدّم بدارد. 2

3859 .الأمالى ـ به نقل از موسى بن عبد اللّه‏ اسدى ـ: وقتى
مردم بصره شكست خوردند، على بن ابى طالب، دستور داد عايشه را
در قصر ابو خلف، جاى دهند. وقتى در آن جاى گرفت، عمّار بن ياسر
به نزدش آمد و گفت: اى مادر! شمشير زدن فرزندانت براى دينشان را
چگونه ديدى؟

عايشه گفت: اى عمّار! آيا خيال مى‏كنى چون پيروز شدى، بر
حقّى؟

گفت: من بيشتر از اين بر حقّم. سوگند به خدا، اگر ما را با شمشير
مى‏زديد، به گونه‏اى كه ما را به نخلستان‏هاى منطقه هَجَر مى‏رانديد، باز
هم مى‏دانستيم كه ما بر حقّيم و شما بر باطليد.

عايشه به وى گفت: چنين توهّم كرده‏اى؟ اى عمّار! از خدا بترس. تو
كهنْ‏سال شده‏اى، استخوانت شكننده شده و عمرت پايان يافته است و
به خاطر فرزند ابوطالب، دينت را از دست دادى.

عمّار گفت: سوگند به خدا، من از بينِ ياران پيامبر خدا براى خودم
انتخابى كردم


1 -  ر. ك: ص 204، پاورقى ح
3661 .

2 - الأمالى، طوسى:
730/1530، بحارالأنوار: 32/28/9 .

/ 458