دانش نامه امیر المؤمنین علیه السلام بر پایه قرآن، حدیث و تاریخ جلد 8

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

دانش نامه امیر المؤمنین علیه السلام بر پایه قرآن، حدیث و تاریخ - جلد 8

مؤلفان: محمد محمدی ری شهری، محمدکاظم طباطبایی، محمود طباطبائی نژاد؛ مترجمان: عبدالهادی مسعودی، مهدی مهریزی، ابوالقاسم حسینی، جواد محدثی، محمدعلی سلطانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

3882 .تاريخ دمشق ـ به نقل از اسماعيل بن ابى خالد ـ: به
قُثَم گفتم: چرا على در نزد پيامبر خدا، جايگاهى داشت كه عبّاس
(عموى پيامبر صلي الله عليه و آله ) نداشت؟ گفت: چون در پيوستن به او، على پيشتاز
ما بود و در همراهى با او، استوارترينِ ما. 1

6 / 23

قيس بن سعد بن عُباده

3883 .الفصول المختارة: قيس بن سعد بن عباده، در زمانى كه به
سوى صفّين مى‏رفت، سرود:

على، پيشواى ما و پيشواى غير ماست
به حكمى قرآنى كه نازل شد.


همان روزى كه پيامبر صلي الله عليه و آله فرمود: «هر كه را من مولايم
اين، مولاى اوست»، و زيبا فرمود.


پيامبر خدا به عنوان فرمانى حتمى پيامبر خدا به عنوان فرمانى حتمى
آن را بر امّت گفت و چون و چرايى در آن، راه ندارد. 2

3884 .شرح نهج البلاغة: معاويه به قيس بن سعد گفت: خداوند،
ابو الحسن را رحمت كند! او مردى خوش و بشّاش و اهل مزاح بود.
قيس گفت: آرى. پيامبر خدا هم با يارانش مزاح مى‏كرد و بر
چهره‏شان لبخند مى‏زد. به نظرم تو كنايه مى‏زنى و مى‏خواهى با اين
سخن بر او خُرده بگيرى؛ ولى سوگند به خدا، با همه شوخ‏طبعى و
گشاده‏رويى، از شير پُر يالِ گرسنه هم پُر هيبت‏تر بود. اين، هيبتِ تقوا
بود و همچون تو نبود كه اوباش شام، بزرگت مى‏دارند. 3


1 -  تاريخ دمشق: 42
آن را بر امّت گفت و چون و چرايى در آن، راه ندارد. 2

3884 .شرح نهج البلاغة: معاويه به قيس بن سعد گفت: خداوند،
ابو الحسن را رحمت كند! او مردى خوش و بشّاش و اهل مزاح بود.
قيس گفت: آرى. پيامبر خدا هم با يارانش مزاح مى‏كرد و بر
چهره‏شان لبخند مى‏زد. به نظرم تو كنايه مى‏زنى و مى‏خواهى با اين
سخن بر او خُرده بگيرى؛ ولى سوگند به خدا، با همه شوخ‏طبعى و
گشاده‏رويى، از شير پُر يالِ گرسنه هم پُر هيبت‏تر بود. اين، هيبتِ تقوا
بود و همچون تو نبود كه اوباش شام، بزرگت مى‏دارند. 3


1 -  تاريخ دمشق: 42

3 -  شرح نهج
البلاغة: 1/25، بحارالأنوار: 41/147 .

/ 458