دانش نامه امیر المؤمنین علیه السلام بر پایه قرآن، حدیث و تاریخ جلد 8

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

دانش نامه امیر المؤمنین علیه السلام بر پایه قرآن، حدیث و تاریخ - جلد 8

مؤلفان: محمد محمدی ری شهری، محمدکاظم طباطبایی، محمود طباطبائی نژاد؛ مترجمان: عبدالهادی مسعودی، مهدی مهریزی، ابوالقاسم حسینی، جواد محدثی، محمدعلی سلطانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

بين زنان حرمِ خود، جاى داد و در
روز چهارم، به او اجازه حضور داد و گروهى را هم جمع كرد.

امّ الخير، وارد شد و گفت: سلام بر امير مؤمنان!

معاويه گفت: سلام بر تو و سوگند به خدا، مرا به اين نام، على‏رغم
خواست دلت صدا كردى.

امّ اخير گفت: مرد! اين موضوع را رها كن؛ چون غير منتظره‏هاى
قدرت، براى كسى كه بداند نابود كننده است.

معاويه گفت: راست گفتى اى خاله! مسافرت را چگونه يافتى؟

امّ الخير گفت: همچنان در سلامت و عافيت بودم تا به اموالى فراوان
و بخششِ بسيار رسيدم. من در كنار پادشاهى مهربان، در زندگى‏اى
خوش به سر مى‏بَرم.

معاويه گفت: من با حُسن نيّت خود، بر شما پيروز شدم.

امّ الخير گفت: بس كن، اى مرد! تو را آن‏قدر سخن باطل هست كه
بر زمينت بزند.

معاويه گفت: تو را براى اين كار، نخواسته بودم.

گفت: من فقط در ميدان تو گام مى‏زنم. اگر چيزى را مطرح كنى،
مطرح مى‏كنم. از هر چه مى‏خواهى، بپرس.

معاويه گفت: سخنت در روز كشته شدن عمّار بن ياسر، چگونه
بود؟

امّ الخير گفت: سوگند به خدا، از قبل، درباره آن نينديشيده بودم و
بعد هم آن را اصلاح نكردم؛ بلكه سخنانى بود كه يكباره، در ميان حادثه
بر زبانم جارى شد، و اگر مى‏خواهى سخنى غير از آن برايت بگويم،
مى‏گويم.

معاويه گفت: نه، همان را مى‏خواهم.

آن‏گاه، رو به يارانش كرد و گفت: كدام‏يك از شما گفتار امّ الخير را به
ياد دارد؟

/ 458