دانش نامه امیر المؤمنین علیه السلام بر پایه قرآن، حدیث و تاریخ جلد 8

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

دانش نامه امیر المؤمنین علیه السلام بر پایه قرآن، حدیث و تاریخ - جلد 8

مؤلفان: محمد محمدی ری شهری، محمدکاظم طباطبایی، محمود طباطبائی نژاد؛ مترجمان: عبدالهادی مسعودی، مهدی مهریزی، ابوالقاسم حسینی، جواد محدثی، محمدعلی سلطانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

زن گفت: سر رفت و دُم، مانْد. سوگند به خدا ـ اى امير مؤمنان ـ
كه از من و آنچه كه به خاطرش درخواست گذشت مى‏كنم، درگذر.

معاويه گفت: درگذشتم. نيازت چيست؟

زن گفت: تو اكنون، سَرور مردم شده‏اى و كارهاى آنان را به دست
گرفته‏اى و خداوند، از كارهاى ما و از آنچه كه حقوق ما برگردن توست،
از تو بازخواست خواهد كرد. همواره كسى به سوى ما مى‏آيد كه به
عزّت تو، عليه ما اقدام مى‏كند و به سلطنت تو بر ما يورش مى‏بَرَد، و ما
را چون خوشه مى‏چيند، و همچون گاو، ما را لگدكوب مى‏كند،
خساست را بر ما تحميل مى‏كند و عزّت ما را مى‏گيرد. اين بُسْر بن
اَرطات، از سوى تو براى ما آمده است. مردان مرا كشته، اموال مرا گرفته
و به من مى‏گويد از آنچه كه خدا از آن باز داشته دهان ببند، و خود،
همان را انجام مى‏دهد، و اگر اصل فرمانبرى نبود، در بين ما عزّت و
بازدارندگى براى مقابله با وى وجود دارد. بنابراين، يا او را عزل كن كه
در اين صورت، سپاسگزارت خواهيم بود؛ و يا نكن كه به تو خواهيم
فهماند.

معاويه گفت: آيا به پشتوانه خويشانت مرا تهديد مى‏كنى؟ تصميم
گرفتم تو را بر شترى چموش سوار كنم تا تو را به نزد او برگردانَد و
فرمانش را درباره تو به اجرا گذارَد.

زن، سربه زير انداخت و گريست و آن‏گاه گفت:

*درود خدا بر پيكرى كه گور، او را

*
در خود گرفت و دادگرى هم با او مدفون شد.

*هم‏پيمان حق بود و هيچ چيزى را همسان آن نمى‏ديد

*
و همواره با حق و ايمان، مقرون بود.

معاويه گفت: آن، كه بود؟

/ 458