دانش نامه امیر المؤمنین علیه السلام بر پایه قرآن، حدیث و تاریخ جلد 8

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

دانش نامه امیر المؤمنین علیه السلام بر پایه قرآن، حدیث و تاریخ - جلد 8

مؤلفان: محمد محمدی ری شهری، محمدکاظم طباطبایی، محمود طباطبائی نژاد؛ مترجمان: عبدالهادی مسعودی، مهدی مهریزی، ابوالقاسم حسینی، جواد محدثی، محمدعلی سلطانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

به خدا سوگند، هرگاه مى‏خوانديمش، پاسخمان مى‏داد، و هرگاه
درخواست مى‏كرديم، اجابتمان مى‏كرد. سوگند به خدا، با همه نزديكى
او به ما و نزديكى ما به او، از هيبتش سخن نمى‏گفتيم و به خاطر جايگاه
عظيمش در جان ما، آغاز به سخن گفتن نمى‏كرديم. لبخند كه مى‏زد،
دندان‏هايش چون رشته گوهر، آشكار مى‏شد. اهل دين را بزرگ
مى‏داشت، به افتادگانْ رحم مى‏كرد و در روزگار سخت يتيمِ خويشاوند
و نيازمند بدبخت را غذا مى‏داد. برهنه را مى‏پوشانْد، و گرفتاران را يارى
مى‏داد. از دنيا و درخشش آن، بيم داشت و به شب و تاريكى آن، انس
مى‏ورزيد.

گويى هم‏اكنون او را مى‏بينم در هنگامى كه شب، دامن گسترده و
ستارگانش غروب مى‏كنند، و او در محرابش، دست به ريش خود،
چون شخص مار گزيده، به خود مى‏پيچد و چون غمگينان مى‏گِريَد و
مى‏گويد: «اى دنيا! غير از من را بفريب. آيا به من روى مى‏آورى و براى
من خودآرايى مى‏كنى؟ هيهات، هيهات! زمان، زمانِ فريب خوردن
نيست. تو را سه بار طلاق دادم كه بازگشتى براى آن نيست. عمر تو
كوتاه، و عيش تو كوچك، و ارزشت كم است. آه از كم‏توشگى و دورى
سفر و وحشت راه!».

معاويه به وى گفت: چيزى از سخن او برايم بگو.

ضرار گفت: هميشه مى‏گفت: «شگفت‏ترينْ چيز در انسان، دل
اوست...».

معاويه گفت: هر چه از سخنان او مى‏دانى، به من بگو.

گفت: هيهات، اگر بتوانم همه آنچه از او شنيدم، به ياد بياورم! 1

ر.ك: ج 9، ص 251 (داستان‏هايى از عبادتش).



مروج الذهب: 2/433، الاستيعاب: 3/209/1875، حلية الأولياء: 1/

84 .

/ 458