دانش نامه امیر المؤمنین علیه السلام بر پایه قرآن، حدیث و تاریخ جلد 8

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

دانش نامه امیر المؤمنین علیه السلام بر پایه قرآن، حدیث و تاریخ - جلد 8

مؤلفان: محمد محمدی ری شهری، محمدکاظم طباطبایی، محمود طباطبائی نژاد؛ مترجمان: عبدالهادی مسعودی، مهدی مهریزی، ابوالقاسم حسینی، جواد محدثی، محمدعلی سلطانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

شكست خورده است؟

سوگند به خدا، اى ابن احور! اگر جز اين نبود كه جنگ، نيرنگ
است، گردنت را مى‏زدم. بيرون برو و در كشور من سُكنا مگزين. 1

3912 .الإمامة والسياسة: گفته‏اند كه عبد اللّه‏ بن ابى مِحجَن ثقفى،
نزد معاويه آمد و گفت: اى امير مؤمنان! من از نزد فرزند ابو طالب،
آدمى گُنگ، ترسو و بخيل، نزد تو مى‏آيم.

معاويه گفت: تو را به خدا، مى‏فهمى چه مى‏گويى؟ امّا گفتى گنگ
است؛ سوگند به خدا، اگر زبان‏هاى همه مردم، گرد آيند و يك‏زبان
شوند، زبان على، همه را بسنده است؛ و امّا درباره سخنت كه او ترسو
است، مادرت به عزايت نشيند! آيا تاكنون كسى را كه به ميدانش آمده،
جز كشته ديده‏اى؟ و امّا سخنت كه او بخيل است، سوگند به خدا كه اگر
او دو خانه داشته باشد كه يكى انباشته از طلا و ديگرى از كاه باشد، طلا
را زودتر از كاه، تمام خواهد كرد.

ثقفى گفت: بنا بر اين، چرا با او مى‏جنگى؟

گفت: به خاطر خونِ عثمان و به خاطر اين انگشتر كه هر كس به
دست كند، سرشتش نيكو گردد، به نانخوارانش غذا دهد و براى
كسانش ذخيره كند.

ثقفى خنديد و به على عليه السلام پيوست و گفت: اى امير مؤمنان! بيعتم را
بپذير، پس از جُرمم (پيمان‏شكنى‏ام). نه به دنيا رسيدم و نه به آخرت.

على عليه السلام خنديد و فرمود: «تو همچنان بيعتت باقى است و خداوند،
بندگان خود را به يكى از دو كار، 2محاسبه مى‏كند و حال كه به راه درستْ بازگشتى، همين را


1 - 
تاريخ دمشق: 42/414 .

2 -  احتمالاً به جاى «أحد الأمرين» كه در متن
عربى آمده، بايد «آخر الأمرين» باشد، يعنى آخرين از دو كار و دو حالت، مورد محاسبه قرار
مى‏گيرد.

/ 458