دانش نامه امیر المؤمنین علیه السلام بر پایه قرآن، حدیث و تاریخ جلد 8

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

دانش نامه امیر المؤمنین علیه السلام بر پایه قرآن، حدیث و تاریخ - جلد 8

مؤلفان: محمد محمدی ری شهری، محمدکاظم طباطبایی، محمود طباطبائی نژاد؛ مترجمان: عبدالهادی مسعودی، مهدی مهریزی، ابوالقاسم حسینی، جواد محدثی، محمدعلی سلطانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

3915 .المحاسن والمساوئ: هنگامى كه جنگ صفّين پيش
آمد، امير مؤمنان ـ كه خشنودى خدا بر او باد ـ، به معاوية بن ابى سفيان
نوشت: «چرا مردم را در جنگ بين ما به كشتن مى‏دهى؟ خود به ميدان
من بيا. اگر مرا كُشتى، از دست من آسوده خواهى شد، و اگر من تو را
كشتم، از دست تو آسوده خواهم شد».

عمرو عاص به معاويه گفت: اين مرد، درباره تو انصاف به خرج داده
است. به ميدانش برو.

معاويه گفت: اى عمرو، هرگز! مى‏خواهى كه من به ميدان او بروم و
كشته شوم و تو پس از من بر خلافت، چنگ زنى؟ قريش مى‏داند كه
پسر ابو طالب، سرور و شير آن قبيله است. 1

3916 .تاريخ دمشق ـ به نقل از جابر ـ: نزد معاويه بوديم. از
على ياد كرد و از او و پدر و مادرش به نيكى ياد كرد. آن‏گاه گفت:
چه‏طور درباره آنان، چنين نگويم در حالى كه آنان، بهترين بندگان خدا
بودند و پسران او نزد اويند كه بهترين‏اند، فرزندِ بهتران. 2

3917 .شرح نهج البلاغة ـ در يادكردِ آنچه كه بين عقيل بن ابى
طالب و معاويه پيش آمده بود ـ: معاويه گفت: از كسى ياد كردى كه
هيچ كس برترى‏اش را انكار نمى‏كند. خدا بيامرزد ابو الحسن را كه
نسبت به پيشينيانش پيشى گرفت و آنان را كه پس از او مى‏آيند، ناتوان
ساخت! داستان آهن را نقل كن.

عقيل گفت: باشد. محتاج شدم و با گرسنگى شديدى روبه‏رو گشتم.
از او كمك خواستم؛ ولى نَمى از او نچكيد. بچّه‏هايم را در حالى كه
سختى و گرسنگى در سيمايشان پيدا بود، جمع كردم و پيشش آوردم.


1 -  المحاسن والمساوئ: 52 .

2 -  تاريخ دمشق:
42/415 .

/ 458